X
تبلیغات
وبلاگ تخصصی میکروبیولوژی - انگل شناسی
وبلاگ تخصصی میکروبیولوژی
Life is the art of drawing without an eraiser
   اطلاعات‌ اوليه‌
 
 
 
 
    توضيح‌ كلي‌
 
 
كريپتوكوكوز عبارت‌ است‌ از يك‌ بيماري‌ قارچي‌ كه‌ معمولاً در ريه‌ آغاز مي‌شود و ممكن‌ است‌ به‌ ساير نقاط‌ بدن‌ گسترش‌ يابد. اگر بيماري‌ زمينه‌اي‌ ديگري‌ وجود داشته‌ باشد، اين‌ بيماري‌ بسيار جدي‌تر است‌. اين‌ بيماري‌ در مردان‌ 60-40 ساله‌ شايع‌تر است‌. از زمان‌ آغاز اپيدمي‌ ايدز، كويپتوكوكوز به‌ عنوان‌ بيماري‌ فرصت‌ طلب‌، شيوع‌ بيشتري‌ يافته‌ است‌.
 
 

    علايم‌ شايع‌
 
 
سردرد شديد
سفتي‌ گردن‌
تب‌
تاري‌ ديد
وجود پروتئين‌ در ادرار
اختلالات‌ ذهني‌، مثل‌ گيجي‌، افسردگي‌، تشويش‌، يا سخن‌ گفتن‌ يا لباس‌ پوشيدن‌ نامناسب‌. 

 علل‌
 
 
عفونت‌ ناشي‌ از قارچ‌ كويپتوكوكوس‌ نئوفورمانس‌ . اين‌ قارچ‌ به‌ دنبال‌ تنفس‌ هواي‌ حاوي‌ هاگ‌هاي‌ اين‌ ارگانيسم‌ وارد بدن‌ مي‌شود. منشأ اين‌ هاگ‌ها از خاكي‌ است‌ كه‌ به‌ فضله‌ پرندگان‌ آلوده‌ آغشته‌ شده‌ است‌.
 
 
   عوامل‌ افزايش‌دهنده‌ خطر
 
 
مصرف‌ كورتيزون‌، داروهاي‌ سركوب‌كننده‌ ايمني‌، يا داروهاي‌ ضدمتابوليت‌
وجود يك‌ بيماري‌ كه‌ مقاومت‌ بدن‌ را كاهش‌ داده‌ باشد، خصوصاً بيماري‌ هوجكين‌، يا ساير بيماري‌ها از جمله‌ اورمي‌ (در اثر نارسايي‌ كليه‌)، ديابت‌، بيماري‌ مزمن‌ ريه‌، سل‌، سرطان‌ خون‌، يا سوختگي‌ شديد.
بيماري‌ ايدز
 
 
   پيشگيري‌
 
 
در صورت‌ وجود هر كدام‌ از بيماي‌هاي‌ جدي‌ فهرست‌ شده‌ در بالا، به‌ پزشك‌ مراجعه‌ و تحت‌ درمان‌ قرار گيريد.
از لانه‌ پرندگان‌ يا تجمع‌ آنها دوري‌ كنيد.
 
 
    عواقب‌ مورد انتظار
 
 
در موارد خفيف‌ ممكن‌ است‌ نيازي‌ به‌ درمان‌ نباشد.
داروهاي‌ ضدقارچ‌ معمولاً مؤثر هستند، اما بيماري‌ ممكن‌ است‌ عود كند.
 
 
   عوارض‌ احتمالي‌
 
 
اين‌ قارچ‌ مي‌تواند بيماري‌ جدي‌ و ناتوان‌كننده‌ ايجاد كند. درموارد نادر، قارچ‌ها از ريه‌ به‌ تمام‌ بدن‌ گسترش‌ مي‌يابند و باعث‌ بروز زخم‌هاي‌ پوستي‌ و عفونت‌ در استخوان‌ و كليه‌ مي‌شوند.
 
 
   درمان
 
 
 
 
    اصول‌ كلي‌
 
 
براي‌ تشخيص‌ ممكن‌ است‌ اقدامات‌ زير ضروري‌ باشد: بررسي‌ مايع‌ نخاع‌، خون‌، ادرار؛ عكس‌برداري‌ از قفسه‌ سينه‌ و استخوان‌ها با اشعه‌ ايكس‌
در مورد بيماران‌ غيرايدزي‌ كه‌ بيماري‌ ريوي‌ نيز نداشته‌ باشند ممكن‌ است‌ نيازي‌ به‌ درمان‌ نباشد.
معمولاً لازم‌ نيست‌ بيماران‌ را جداسازي‌ كرد.
وزن‌ خود را به‌ طور روزانه‌ ثبت‌ كنيد. در صورت‌ كم‌ شدن‌ وزن‌ بدون‌ توجيه‌ مشخص‌، شايد بيماري‌ انتشار يافته‌ باشد.
 
 
   داروها
 
 
داروهاي‌ ضدقارچ‌. اين‌ داروها براي‌ عفونت‌ پوست‌، استخوان‌ يا كليه‌ مؤثر هستند و در مورد مننژيت‌ ناشي‌ از اين‌ قارچ‌ نيز زندگي‌ فرد را نحات‌ مي‌دهند.
امكان‌ دارد براي‌ مهار بيماري‌، مصرف‌ دايم‌العمر اين‌ نوع‌ داروها ضروري‌ باشد.
 
 
    فعاليت‌
 
 
اگر به‌ نوع‌ خفيف‌ بيماري‌ مبتلا هستيد كه‌ نيازي‌ به‌ دادن‌ داروي‌ ضدقارچ‌ قوي‌ نداشته‌ باشد، تا زمان‌ رفع‌ سرفه‌ و تب‌ در رختخواب‌ استراحت‌ كنيد.
 
 
    رژيم‌ غذايي‌
 
 
رژيم‌ خاصي‌ توصيه‌ نمي‌شود.
 
 
    در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد
 
 
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان علايم‌ كويپتوكوكوز را داريد، خصوصاً سردرد شديد يا سفتي‌ گردن‌.
يكي‌ از موارد زير هنگام‌ درمان‌ رخ‌ دهد:
ـ كاهش‌ وزن‌
ـ تب‌ 3/38 درجه‌ سانتيگراد يا بالاتر با دماسنج‌ دهاني‌
ـ اسهالي‌ كه‌ نتوان‌ آن‌ را كنترل‌ كرد.
ـ سردرد شديد و سفتي‌ گردن‌
- اگر دچار علايم‌ جديد و غيرقابل توجيه شده ايد‌. داروهاي‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممكن‌ است‌ عوارض‌ جانبي‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند.



ارسال در تاريخ شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 توسط فاطمه

Human lung fluke, Paragonimus westermani, infects 22 million people in Africa, Asia and South and Central America. Southeast Asia in particular is affected because raw seafood is very popular there. Humans get infected with the disease, paragonimiasis, by eating raw crabs or fish that are carrying the parasite. Even properly cooked sushi can cause infection, if the cook or waiter is careless when preparing the food. In Asia about 80 % of freshwater crabs are infected with the lung fluke.

Life cycle of a lung fluke begins, when the female lays eggs that are carried out from the human lungs in the sputum by the motion of microvilli. Then the eggs are taken through the gastrointestinal tract and out of the body. If the feces get in contact with water, then after two weeks larvae called miracidia hatch and start to grow. A miracidium finds a snail and penetrates its skin. In 3–5 months miracidium develops further and produces another larval form called cercaria. The cercaria crawls out of the snail to find fresh water crayfish (a lobster-like creature) or crabs. It finds its way to the muscles of the crab and starts forming a cyst. Within two months it transforms into metacercaria which is the resting form of cercaria. If a human eats this infected crab raw, the metacercaria cyst gets into the stomach. Once inside the beginning of the small intestine, duodenum, the metacercaria excysts and penetrates the intestinal wall. It continues through abdominal wall and diaphragm into the lungs where it forms a capsule and develops into an adult. Male and female lung worms reproduce and the cycle starts again.

Sometimes lung fluke larvae accidentally travel to the brain or other organs and reproduce there. But because the secretion of the eggs from the brain is blocked the life cycle will not happen. If the worm goes to the spinal cord instead of the lungs, the host might become paralyzed. If it infects the heart, the host could die.

Lung flukes cause pain and severe coughing (there might be some blood, too). Paragonimiasis diagnosis is done by looking at sputum (slime from the lungs), to see if there are any lung fluke eggs. Feces can be examined, too. Alternatively X-rays and biopsies can be taken. Paragonimiasis is usually treated with a drug called praziquantel.

Salting food does not kill the parasite, cooking and freezing will. After ingestion it takes about three months for the lung fluke to start laying eggs. The host might stay infected up to 20 years.

Adult


Lif Cycle





adult

egg



ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و یکم آذر 1391 توسط فاطمه
 

کلیات:
 
ای کرم­ها پهن بوده وشبیه برگ درخت هستند،به غیرازشیستوزوماهمه ترماتودهاتک پایه(دوجنسی) هرمافرودیت هستند.سطح بدنشان یاصاف است یاخاردار(زبر).عمدتاًدو عددبادکش دارند(بادکش دهانی وبادکش شکمی) البته بعضی ازترماتودها۳بادک بادکش دارندکه بسیاراندکند شکمی یک بادکش واقعی است ووسیله ای برای اتصال است بادکش دهانی وسیله برای جذب غذااست غذای آماده ازراه دهان جذب وپس ازگوارش دوباره ازهمین راه دفع می­شود.ترماتودهادومرکزعصبی دارندکه یکی حول بادکش دهانی ودیگری حول بادکش شکمی است .دستگاه ترشحی این کرم­هاازواحدهای کلیه ساخته شده است سلول­هایی به نام سلول­های شعله­ای موادراجمع وبه لوله­های بزرگی انتقال می­دهندلوله­های بزرگ نیزاین موادرابه مثانه انتقال می­دهند.
 
رحم هم محل وروداسپرم وهم محل خروج تخم است اسپرم درسمینال رسپتاکلس دستگاه تناسلی ماده جمع ودزمان مناسب باتخم لقاح می­یابد.پوسته تخم دراووتیپ تحت تأثیرترشحات ناشی ازغددمهلیزساخته می­شودانرژی تخم توسط غددویتیلین گیلند تأمین می­شود.
 
فاسیولا هپاتیکا (fasciola hepatica)

 

بیشتردردام­ها دیده می­شودشیردهی حیوان راکاهش می­دهدوپشم حیوان را کم می­کند به عبارت کلی میزان انتفاع ازدام راکاهش می­دهداین کرم درانسان به دلیل طول عمرزیادانسان شرایط مضمنی راایجادمی­کند.محل زندگی این کرم مجاری صفراوی است وقتی خودرابه شکل لوله درمی­آوردبه راحتی داخل مجاری صفراوی حرکت می­کندتخمش یکی ازبزرگترین تخم­هااست بعدازشیستوزومابزرگترین تخم رادارداندازه تخمش۱۳۰میکرون است هرمافرودیت بوده ودستگاه تناسلی ماده آن شامل یک تخمدان شاخه شاخه است تخم­هاتوسط صفرابه خارج دفع می­شوندحلزونی که میزبان واسط این انگل است نوعی حلزون آبی به نام لیمنه­آ ترانکاتولا است.

لاروآن میراسیدیوم نام داردومژه داراست هشت ساعت می­توانددرآب زنده بمانداگر حلزون راپیداکندبه کبدحلزون رفته وسرکرها راایجادمی­کندسرکر­هاکبدحلزون راسوراخ وبه داخل آب ریخته می­شوندبعدازآنکه گیاهان داخل آب راپیداوبه آن­ها چسبیدنددم خودراازدست داده وازاین به بعدمتاسرکر نام دارندمتاسرکرعمرزیادی دارد(۱تا۲سال) حال اگرگوسفندیاانسان ازاین سبزیجات تغذیه کنندمبتلامی­شوندبه متاسرکرکرم جوان نیزمی­گویندمتاسرکرهابه محض ورودبه روده دیواره روده را (همه بافت­های سرراهشان را) سوراخ کرده تابه مجاری صفراوی برسند.

قطرمجاری نسبت به تعدادکرم­ها بسیار نازک است این کرم­هاباعث انسداد مجاری

صفراوی شده وصفراداخل مجاری صفراوی می­ماندوبه تدریج واردخون می­شود وبیماری زردی(jaundice)رابه وجودمی­آورداین کرم­هاهمچنین موجب زخمی شدن بافت اپی­تریال مجاری صفراوی ونکرزه شدن مجاری می­شوندبه تدریج این حالت نکرزه شدن افزایش می­یابدوبه طرف کبدرفته کبدراازبین می­برد.

نکته:درگذشته تصورمی­شدعلت بیماری سندرم حلزون فاسیولاهپاتیکاباشدولی امروزه معلوم شدکه اینطورنیست دراین بیماری گوسفندان حلقشان ورم می­کرد وخفه می­شدند.

تشخیص فردمبتلابه فاسیولاهپاتیکا به وسیله عکس برداری ورادیوگرافی ممکن است امابهترین راه برای تشخیص پیداکردن تخمها درمدفوع می باشد برای این کارباید دویاسه نوبت ازمدفوع بیمارنمونه گیری شود.

۳ داروبرای درمان فردمبتلا به فاسیولاهپاتیکا به کارمی­رود:

۱.بیتیونول درمان قطعی نمی­دهد

۲ .پرازیکوانتل درمان قطعی نمی­دهد

۳.تریکلابندازول درمان قطعی می­دهد

برای کنترل بایدازخوردنسبزیجات روییده درکنارآب خودداری شودوسبزیجات پخته مصرف شوند.

دیکروسولیوم دندریتیکوم(Dicrocoelium dendriticum)

این کرم نیزمثل فاسیولاهپاتیکادرمجاری صفراوی زندگی می­کنداین کرم اثرچندانی برروی انسان نداردامابروی حیوان(گوسفند)آلودگی به شدّت بالامضمن است.میزبان واسط این کرم ۳حلرون خشکی­زی به نام­های زبرینا،دتریتا،هلیسلّا هستند.
 
سرکرهاپس ازآزادشدن ازکبدحلزون  به مجاری تنفسی آن می­آیندوبه صورت توپ­هایی به نام اسنِیل بال خارج می­شونداسنِیل بال­ها توسط مورچه خورده می­شوندروده مورچه راسوراخ وبه عضلات مورچه می­روندودرآنجابه متاسرکرتبدیل شده متاسرکر­ها بعدازورودبه بدن گوسفندبه آمپول واتررفته وخودرابه مجاری صفراوی می­رسانند بنابراین فاسیولاهپاتیکایک میزبان واسط ودیکروسولیوم دندریتیکوم دومیزبان واسط داردبیماری­زایی این کرم درانسان شدتش کم است ممکن است سیروس کبد،سرطان کبدوعوارضی چون سوءِ هاضمه رادرپی داشته باشدتشخیص به وسیله آزمایش مدفوع ومشاهده تخم­هااست تخم­هادیواره کلفت دارند.درمان باداروی پرازیکوانتل است.
 
کلونورکیس سیننسیس(Clonorchis sinensis)


به کرم کبدچینی موسوم است بسیارشبیه دیکروسولیوم دندریتیکوم است درکبددیده می­شودتوانایی ایجادبیماری درانسان رادارداندازه آنهامتوسط بوده۱-۲٫۵×۰٫۳-۰٫۵cm می­باشدتخمش ازکوچکترین تخم­هاست قسمت میانی بدن پهن­ترین قسمت بوده وبه سمت هردوانتهاباریک می­شودتفاوت­هایش بادیکروسولیوم دراین است که بیضه­هادرعقب بدن اندورحم درجلو،روده نیزدرمقایسه بادیکروسولیوم کلفتتراست دستگاه تناسلی مذکرآن شبیه فاسیولااست اماانشعابات کمتری دارد.دستگاه تناسلی ماده شامل یک تخمدان کروی­شکل است اووتیپ درپشت تخمدان قرارداردیک سمینال رسپتاکلس بسیاربزرگ دارد(معادل تخمدان یاحتی بزرگتر).غددویتیلین به دوپهلوبدن محدودند.ازاووتیپ به بالا رحم قرارداردسرکراین ترماتوددم نوک­تیزداردتخمش درحد کوچکتراز۳۰میکرون است دریچه داردکوزه­ای شکل است پوست این تخم چسبندگی زیادی داردوموادزیادی به آن چسبیده اند.

هتروفیس هتروفیس(heterophyes heterophyes)

کوچکترین ترماتوداست که درروده کوچک هم زندگی می­کندتخمش شبیه تخم دیکروسولیوم است این ترماتود۳بادکش داردعلاوه بربادکش دهانی وشکمی یک بادکش هم داردکه به آن بادکش­­جنسی می­گویند.بیضه­هاتوده ای شکلندودرعقب بدن قراردارندمحل محوطه جنسی درکناربادکش جنسی است دستگاه تناسلی ماده شامل یک تخمدان است که درعقب بدن قرارداردشکل تخمش بیشتربیضی است.

فاسیولوپسیس بوسکی(fasciolopsis buski)

فلوک غول پیکرروده است فقط درروده کوچک زندگی می­کنداندازه اش تاcm7هم می­رسدتخمش شبیه تخم فاسیولاهپاتیکااست وتمایزشان دراین است که این تخم در انتهایش یک زایده دارد.

پاراگونیموس وسترمانی(paragonimus westermani)

این کرم یک کرم کاملاً گوشت آلوداست بیشتربه نظرمی­آیدسه بعدی استدوتادوتاداخل یک کپسول زندگی می­کنندمحل اصلی زندگی آن برونش­های هوایی است.

تخم­های این کرم به رنگ قهوه­ای طلایی پررنگ است دریچه خیلی کلفتی داردانتهای روبروی دیواره این تخم بسیارکلفت وخشن است.

غددویتیلین زیادی داردودرسطح بدنش خارهای نازک بسیاری دیده می­شوددارای ویتیلین داکت­های بسیارکلفت است محل اووتیپ درزیربادکش شکمی است تخمدان کوچکتراست شبیه مجموعه­های کوچک برگ است سکوم یاشاخه­های روده بسیار کلفتنددستگاه تناسلی نرازدوبیضه لوپ­دارمقابل هم تشکیل شده است رحم کلفت وکوتاهی دارد.

Schistosomes schistosomiasis

3گونه شیستوزوماتوانایی ایجادبیماری درانسان را دارند که یک گونه ازآنهادرایران موجوداست این کرم­هاتنهاکرم­هایی ازترماتودهاهستندکه هرمافرودیت نیستند(دوپایه اند).محل زندگی اش درداخل سیاهرگ­های بدن است به استثنای زمانیکه کرم­های ماده برای تخمریزی ازکرم نرجدامی­شونددرسایرزمانها این دوکرم باهم هستند.

کرم ماده ظاهری مانندسایرترماتودها ندارداین کرم لوله ای شکل است اماکرم نربدن پهن و برگی شکل دارد.کرم نردوطرف بدنش راتاکرده وکانلی به نام کانال جنسی را ایجادمی­کندکه کرم ماده به استثنای زمان تخم ریزی درآن کانال قراردارد.کرم ماده اندازه­اش ازکرم نربزرگتربوده وسروانتهای بدنش بیرون ازکانال باقی می­ماندطول عمراین کرم بسیارزیادبوده وگاهاًتابیش از۳۰سال هم می­رسد.غدداسوفیجال ترشحاتی راایجادمی­کنندکه ازناحیه دهان بیرون می­­ریزد.

سه گونه شیستوزوماکه توانایی ایجادبیماری درانسان رادارن عبارتداز:

۱٫شیستوزومامانسونای


۲٫شیستوزوماهماتوبیوم


۳٫شیستوزوماجاپونی­کوم


شیستوزومامانسونای درباریکترین سیاهرگ­های کولون(روده بزرگ)زندگی می­کند شیستوزوماجاپونی­کوم درسیاهرگ­های روده کوچک دیده می­شود،شیستوزوماهماتوبیوم درسیاهرگ­های مثانه دیده می­شود.

میزان تخم سازی درشیستوزومابسته به نوع گونه متفاوت است.

چرخه زندگی شیستوزوماازعضوی شروع می­شودکه درآن زندگی می­کنند کرم­های ماده هنگام تخم­ریزی ازکرم نرجداوتاآنجاکه ممکن است به انتهای سیاهرگ نزدیک می­شوند(تاتخم­هاشانس بیشتری برای خارج شدن داشته باشد)،تخم­های مانسونای و جاپونی­کوم به وسیله مدفوع دفع می­شودوشیستوزوماهماتوبیوم تخم­­هایش رابه مثانه می­ریزدوبه وسیله ادرارتخمهاخارج می­شوند.

تخم­هابایدبعدازخروج به آب راکدیاآبی که حرکت کندداردبریزنددراین آب­هاحلزون مخصوص این انگل زندگی می­کندمیراسیدیوم مژک دارازتخم خارج درآب شناکرده وخودرابه حلزون می­رساندپوست حلزون راسوراخ وبه کبدحلزون می­رودسرکرهابعداز ایجادشدن درکبدحلزون کبدراسوراخ وراه خودرابه طرف بیرون پیدامی­کنند سرکرهاپس ازتماس باپوست میزبان ازکناریکی ازساقه­های موواردبدن می­شونددم خودراازدست داده وازاین به بعدشیستوزومیولانامیده می­شوند،شیستوزومیولابه داخل رگ می­آیدوبه قلب می­رودوازقلب به همراه خون به یکی ازسرخرگ­های کبدمی­رود درکبدواردسیاهرگ شده بسته به گونه شیستوزوما به عضو هدف خودمی­رود.

بیماری­زایی شیستوزومابه سه مرحله تقسیم می­شود:۱٫مرحله اول فازسرکریااست درصورت شنادرآب یاتماس باآب آلوده فردمبتلامی­شوددرصورت آلوده بودن آب به سرکر درمحل ورودسرکرهابه بدن جوش­های قرمزکوچک به وجودمی­آیداین جوش­ها گاه چرکی شده،بدن به شدت می­خارد(بیماری خارش شناگرانswimers itch).

2 .مرحله دوم فازلاروی است لاروهادربدن مهاجرت می­کنندضمن مهاجرت سمومی ازخودترشح می­کننداین سموم سبب ایجادحساسیت وخارش می­شوندهمچنین شیستوزومیولاها سبب التهاب کبدنیزمی­شوند.

۳ .عامل اصلی ایجادبیماری درانسان تخم کرم است تخم­هاپس ازرهاشدن دربین بافت­­ها حرکت می­کننداماسیستم ایمنی جلوی بعضی ازآن­هاراگرفته وآنهارامحاصره می­کند وحصاری به نام گرانیمولاراایجادمی­کندکه متشکل ازماکروفاژهااست ماکروفاژها ازخودترشحاتی سمی برروی تخم می­ریزندتاآنراازبین ببرنداین ترشحات اثری برروی تخم نداردبنابراین محاصره شدیدترشده وراه ورودهوابه تخم مسدودمی­شودوتخم از بین می­رودامابه اندازه یک گرانیولاما(granulama)ازبدن ازبین می­رود.

تخم­هادرهنگام رهاشدن سه سرنوشت دارند:

۱٫به داخل عضوهدف ریخته ودفع شوند۲ .درداخل بافت به دام افتاده وگرانیولاما تشکیل دهند۳٫همراه جریان خون به قلب بروند.

علایم فردمبتلا:تب­ولرز،وجودخون درمدفوع،سوءِجذب،خارش پوست،دردشکم،نفق، اسهال خونی،درآلودگی­های سنگین کبدوطهال بیشترآسیب می­بینندبادآوردن شکم و بزرگی کبدبیشترمشخص است،کولیت،سرطان درکبد،سرطان درروده.

ایمونولوژی این انگل به دوبخش مهم تقسیم می­شود:وقتی لارومی­خواهددربدن حرکت کندسیستم ایمنی برعلیهش آماده می­شودوبرعلیه آن آنتی بادی اختصاصی می­سازدکه حداقل تاساخته شدن آنتی بادی ۱یا۲ هفته زمان لازم است امالارودراین مدت مرتب پوست انداخته وآنتی­ژن­های جدیدی درلاروبه وجودمی­آیدبعدازتبدیل شدن لاروبه کرم بالغ سیستم ایمنی دیگرقادربه نابودی آن نیست وقتی لاروشیستوزومابرای اولین بار واردبدن می­شود سیستم ایمنی همانطورکه دربالاگفتیم دربرابرآن مقاومتی ندارد امااگر دوباره لاروجدیدی به بدن واردشودبه دلیل وجودسلول­های خاطره سیستم ایمنی در برابراین لاروبه خوبی عمل می­کند.

کانکانِمِنت ایمونیوتی:بین انسان(سیستم ایمنی)ودشمن(عامل خارجی)یک معاهده بسته می­شودبه این معنی که سیستم ایمنی با۲شرط علیه انگل کاری نمی­کنداین شروط عبارتندازاینکه تعدادمعدودی ازانگل دربدن زندگی کندثانیاًانگل میزان تخمریزی اش راکنترل کند.

بهترین راه تشخیص پیداکردن تخم­هادرمدفوع است

تخم شیستوزوماهماتوبیوم دارای خارانتهایی است تخم شیستوزوماجاپونی­کوم دارای دگمه خارجی است تخم شیستوزومامانسونای دارای خارجانبی است.

درمان باداروی پرازیکوانتل صورت می­گیرد.

بهترین راه برای کنترل دادن آموزش است اما راه­های دیگری مثل خودداری ازورودبه آب­های مشکوک،کنترل حلزون،درمان عمومی نیزوجود داردکه مشکل هستند.



ارسال در تاريخ چهارشنبه بیستم مهر 1390 توسط فاطمه
 

 

- کرم‌های انتقال یافته از راه خاک:
 


این کرم را به‌نام کِرم شلاقى (Whip Worm) مى‌شناسند و از دسته کرم‌هاى نماتودى است که در تمام نقاط جهان، بخصوص کشورهاى گرمسیر، انتشار دارد. بدن این کرم شامل دوقسمت است: ابتداى کرم باریک و طویل و انتهاى بدن قطور و کوتاه است. کرم ماده بین ۴۵ تا ۵۰ و نرها ۳۰ تا ۴۵ میلیمتر است، محل زندگى کرم بالغ داخل سکوم و گاهى رکتوم است. کرم با فروکردن ناحیهٔ باریک رأس خود به جدار روده متصل مى‌شود. ماده تخم‌گذار است و تخم‌ها همراه مدفوع دفع مى‌شوند. تخم کرم قهوه‌اى و بشکه‌اى شکل با دو سر برجسته و پستانى است. وقتى تخم‌ها در محیط خارج و در شرایط مناسبى قرار گیرند، در عرض یک تا دو هفته تشکیل لارو داده که در این حالت آلوده‌کننده خواهد بود. تخم‌هاى بارور همراه با آب و سبزى‌هاى آلوده از راه دهان به روده وارد مى‌شوند و تخم‌گذارى مى‌کنند.
 


 
 


آلودگى‌هاى شدید باعث ایجاد درد، پیچش روده و اسهال‌هاى مزمن مى‌شود که گاهى همراه با خون است. مهم‌ترین عارضه ناشى از کرم، بخصوص در کودکان، پرولاپس رکتوم است. تشخیص کرم با مشاهده تخم در مدفوع و روش رسوبى فرمالین اتر است. داروى مناسب براى درمان این کرم مبندازول یا ورموکس (Vermox) است که در تمام گروه‌هاى سنى به‌مقدار ۱۰۰ میلى‌گرم دوبار در روز و به مدت ۳ روز مصرف مى‌شود.
 


 
 

 

- اپیدمیولوژى:
 


آلودگى به این کرم در مناطق گرم و مرطوب دنیا بیشتر شایع است. میزان آلودگى در جهان بیش از ۵۰۰ میلیون‌نفر برآورد شده است. نسبت آلودگى بین ۱ تا ۶۰% متغیر است. راه انتقال کرم آب و سبزى‌هاى آلوده به خاک است. در ایران آلودگى به این کرم در بیشتر نقاط کشور شایع و آلودگى بیشتر توأم با آلودگى آسکاریس مى‌باشد. نسبت ابتلاء در نقاط مختلف متفاوت و حداقل آن در روستاهاى اطراف تهران (۶/۱۱%) و حداکثر در قریه سگزى اصفهان تا ۲/۶۹% مى‌باشد. آلودگى به این کرم نیز با توجه به بهبود شرایط بهداشتى و عدم مصرف کود انسانی، مشابه کرم آسکاریس، کاهش پیدا کرده است. به‌طورى که بالاترین میزان آلودگى در استان گیلان (با ۲/۱۳%) مى‌باشد.



ارسال در تاريخ چهارشنبه بیستم مهر 1390 توسط فاطمه
 


همان‌طورى که اشاره شد ورود لارو آلوده‌کنندهٔ بعضى از کرم‌هاى نماتود از راه پوست به ویژه کرم‌هاى قلابدار و استرونژیلوئیدس موجب این بیمارى مى‌شود.
 


 
 


شایع‌ترین عوامل ایجاد لاروهاى مهاجر پوستى آنکیلوستوماکانینوم (Ancylostoma Caninum) و انکیلستوما برازیلینسیس (A. Braziliansis)، انسیناریا استنوسفالا (Uncinaria Stenocephala) و بعضى دیگر از انواع کرم‌هاى قلاب‌دار و گونه‌هاى استرنژیلوئیدس مى‌باشد.
 


 
 


عامل اصلى در انتقال این لاروها، لارو مرحلهٔ سوم کرم‌هاى نامبرده مى‌باشد که به آن لاروفیلاریفرم گفته مى‌شود. این لاروها ازطریق خاک‌هاى مرطوب وارد پوست انسان مى‌شود و در طبقه‌بندى‌هاى مختلف لایه‌هاى زاینده (Stratum Corneum) و شاخى (Stratum germinative) جایگزین مى‌شود.
 


 
 

 

- مبارزه و کنترل:
 


جلوگیرى از تماس انسان با خاک‌هاى آلوده، به‌کار بردن وسایل و پوشش استحفاظى جهت جلوگیرى از ورود لارو به پوست، بخصوص درمورد افرادى که با خاک سروکار دارند، مانند معدنچیان و کشاورزان و بویژه برنجکاران و همچنین بنایان و کارگران ساختمان، مهمترین راه مبارزه با این بیمارى است.



ارسال در تاريخ چهارشنبه بیستم مهر 1390 توسط فاطمه

لاروهاى مهاجر سندرمى است که براثر ورود تخم یا لارو کرم‌هاى نماتود و بعضى از ترماتودها و سستودها از راه دهان یا پوست در انسان ایجاد مى‌شود. کرم‌هائى که لارو آنها از پوست وارد مى‌شوند، باعث ایجاد لاروهاى مهاجر پوستى (Cataneous Larva Migrance-CLM) و آن‌دسته که تخم یا لارو آنها از راه دهان وارد مى‌شود، تحت عنوان لاروهاى مهاجر احشایى (Visceral Larva Migrance-VLM) گفته مى‌شود.
 


 
 

 

- لاروهاى مهاجر احشائى:
 


بیمارى حاصل از این دسته لاروها داراى اهمیت بسزائى است. انسان با خوردن تخم کرم‌هاى آسکاریس حیوانی، بویژه آسکاریس سگ و گربه به بیمارى مبتلا مى‌شود. لارو بعضى از سستودها مثل اسپیرومترا (Spirometra) یا لارو کرم‌هاى ترماتود مثل آلاریا ممکن است در انسان عارضه‌اى مشابه لاروهاى مهاجر احشائى ایجاد کند. مهمترین نماتودى که عامل لاروهاى مهاجر احشائى در انسان است کرم توکسوکاراى سگ (Toxocara canis) و توکسوکاراى گربه (Toxocara cati) مى‌باشد.
 


 
 

 

- توکسوکاراکانیس:
 


عامل اصلى لاروهاى مهاجر احشائى توکسوکاراکانیس است. این کرم از دستهٔ نماتودها و از خانواده آسکاروئیده است. اندازه آنها بین ۴ تا ۲۰ سانتیمتر مى‌باشد. نرها کوچکتر از ماده‌ها هستند و همه آنها باله یا زایده کوتیکولى دارند که در دو طرف بدن کرم به چشم مى‌خورد. تخم کرم شبیه به تخم کرم آسکاریس است که از راه مدفوع سگ و گربه در محیط منتشر شده، به نوع آلوده‌کننده درمى‌آید و توسط آب یا سبزى‌هاى تازه خورده شده، لارو در روده آزاد شده، از مخاط روده عبور مى‌کند و وارد جریان خون مى‌شود. سپس در اعضاء مختلف بویژه کبد، ریه، نای، مرى و مهمتر از همه چشم و مغز جایگزین مى‌شود. اندازهٔ لارو تا ۵۰۰ میکرون مى‌رسد. امکان اینکه این لاروها به‌طور کامل مهاجرت کنند و دوباره به روده رفته، بالغ شوند وجود دارد.
 


 
 


به بیمارى ناشى از لارو این کرم توکسوکاریازیس گفته مى‌شود. لاروها به داخل بافت‌هاى اعضاء مختلف رفته، کپسولى را تشکیل مى‌دهند که بعدها ضایعه‌هاى گرانولوماتوز ایجاد مى‌کند. کبد، طحال، چشم و مغز و غیره از اعضاء مهم مورد تهاجم لارو هستند. علایم بالینى عبارتند از تب، بى‌اشتهائی، خستگی، رنگ‌پریدگى همراه با بزرگى کبد (هپاتومگالی)، پنومونی، افزایش پلى‌نوکلئرها، بخصوص ائوزینوفیل‌هاى خون، هیپرگاماگلبولینمى و گاهى کم‌خونى میکروسیستیک هیپوکرومیکى که منجر به فقر آهن مى‌شود.
 


 
 


تشخیص بیمارى آسان نبوده، در مراحل اولیه با استفاده از علایم بالینی، بیمارى را تشخیص مى‌دهند. استفاده از روش‌هاى غیرمستقیم آزمایشگاهى به‌تشخیص بیمارى کمک مى‌کند. از آن جمله روش‌ها، بررسى گویچه‌هاى سفید خون است که ۴۰ تا ۱۰۰ هزار در هر میلیمتر مکعب خون افزایش مى‌یابند و میزان ائوزینوفیل خون محیطى ۳۰ تا ۴۰% بالا مى‌رود. در بررسى سرمى پروتئین‌هاى خون، میزان گاماگلبولین افزایش و میزان آلبومین کاهش مى‌یابد. ازجمله روش‌هاى سرولوژى مى‌توان از روش بنتونایت فلوکولاسیون، ایمونوفلوئورسانت غیرمستقیم و الیزا نام برد، مشروط بر آنکه از پادگن‌هاى مناسب استفاده شود. این بیمارى خودبه‌خود بهبود مى‌یابد، ولى در موارد شدید، مى‌توان از تیابندازول به‌میزان ۲۵ میلیگرم به ‌ازاء هر کیلوگرم وزن بدن دوبار در روز و به مدت پنج روز استفاده کرد.
 


 
 


بیمارى توکسوکاریازیس براثر تماس انسان با خاک‌هاى مربوط آلوده به مدفوع سگ و یا تماس مستقیم با سگ‌ها و توله‌سگ‌ها و خوردن سبزى‌ها ایجاد مى‌شود و آلودگى در بسیارى از کشورهاى دنیا گزارش شده است. تابحال درکشور ما، جهت تعیین میزان آلودگى به این بیمارى پژوهش کاملى صورت نگرفته است.



ارسال در تاريخ چهارشنبه بیستم مهر 1390 توسط فاطمه
 

آسکاریس لمبریکوئیدس مشهورترین نماتود انگلى است که بالاترین نسبت آلودگى را در سطح جهان دارا مى‌باشد، کِرمى است بزرگ و گرد که در روده کوچک بسر مى‌برد و اندازه آن بین ۱۵ تا ۳۵ سانتیمتر است، کِرم نَر کوچک‌تر از ماده مى‌باشد. مادهٔ بالغ، جفت‌گیرى کرده، روزانه بیش از دویست هزار تخم مى‌گذارد. تخم آن بیضى‌شکل و قهوه‌اى‌رنگ بوده، زواید محیطى برجسته و پستانى‌شکل دارد. کرم‌ها از محتواى غذائى داخل روده تغذیه مى‌کنند.
تخم مقاوم کِرم چنان‌چه با مدفوع روى خاک ریخته شود و در شرایط مساعد قرار گیرد، به‌ طور معمول بعد از سه‌هفته قدرت آلوده‌کنندگى پیدا مى‌کند و چنان‌چه بعد از این مدت با آب یا سبزى‌هاى تازه و یا اغذیه و دست‌هاى آغشته به خاک، خورده شود در داخل معده، جدار خود را از دست داده لارو داخل آن آزاد مى‌شود. این لارو از مخاط روده کوچک عبورکرده، توسط جریان خون به کبد مى‌رود و مرحله مهاجرت یک‌ماهه خود را در مسیر کبد، ریه، مِرى و معده طى مى‌کند و سپس دومرتبه در روده باریک مستقر و به کِرم بالغ تبدیل مى‌شود.
ناراحتى حاصل از جایگزینى کِرم در بدن را آسکاریازیس (Ascariasis) مى‌نامند که با توجه به سیر تکاملى کِرم، مى‌توان آن را به دو مرحله تقسیم کرد:

- مسیر حمله مهاجرت لارو:

عبور لاروها از کبد بر این عضو اثر مى‌گذارد و گاهى باعث بزرگى و دردناکى آن مى‌شود. جایگزینى آنها در ریه، ناراحتى‌هاى تنفسى ایجاد مى‌کند که به آن پنومونى آسکاریسى گفته مى‌شود. خودنمائى‌ها به صورت سرفه‌هاى خشک و تنگى نفس، وجود صداهاى غیرطبیعى در سمع ریه، تب و ائوزینوفیلى است که مجموعه این علایم را سندرم لوفلر (Leofler syndrome) مى‌نامند. این مسیر بیش از دوهفته طول نمى‌کشد.

- مرحله استقرار کرم بالغ در روده:

علایم معمولى این مرحله، درد ناحیه شکم، بى‌اشتهائى و سوءهاضمه مى‌باشد، اما در آلودگى‌هاى شدید باعث ایجاد علایم انسداد روده مى‌گردد که گاهى منجر به پارگى روده مى‌شود و درنتیجه کرم از روده خارج و در اعضاء مجاور، مانند کبد، حفرهٔ شکم و غیره مستقر مى‌شود.
علایم عمومى شامل بى‌خوابی، تشویق و سائیدن دندان‌ها هنگام خواب است. گاهى تشنج و تب وجود داشته در عده‌اى علایم آلرژیک به صورت افزایش ائوزینوفیل، آسم و یا پیدایش اریتم و یا بثورات جلدى مشاهده مى‌شود. تشخیص بیمارى با آزمایش مدفوع، به روش مستقیم و یا فرمالین اتر و مشاهدهٔ تخم کِرم خواهد بود.

- همه‌گیرى شناسى آسکاریازیس در دنیا و ایران:

میزان آلودگى به این انگل، در حال حاضر باوجود کاهش درصد آلودگى در بسیارى از نقاط دنیا، به‌دلیل رشد سریع جمعیت و عدم رعایت اصول بهداشت در بعضى از کشورها همچنان درحد بالائى بوده و به بیش از یک میلیارد نفر مى‌رسد. میزان آلودگى در بیشتر کشورهاى در حال گسترش بین ۲۰ تا ۹۰% گزارش شده است، که بالاترین آلودگى‌ها، به ‌ترتیب در فیلیپین ۸۵ تا ۹۰%، اندونزى ۸۳%، مالزى ۸۲%، تایلند ۷۰%، کلمبیا ۵۹%، برزیل ۵۸%، تایوان ۵۰%، ویتنام ۴۵%، کاستاریکا ۴۰%، نیجریه ۳۰% و هندوستان ۲۰% بوده است. اگرچه این ارقام متعلق به چندین سال پیش مى‌باشد، اما خود نشان‌دهنده وفور آلودگى در این کشورهاى گرمسیرى و نیمه‌گرمسیرى و پرباران است. این نسبت‌ها اکنون کاهش قابل‌توجهى نموده است.
در بعضى از کشورها مانند ژاپن، جمهورى کُره و فلسطین توانسته‌اند با بهره‌گیرى از کاربرد روش درمان دسته‌جمعی، میزان آلودگى را بشدت کاهش دهند. طبق برآورد کابررا (Banyamin D. Cabrrea)، استاد انگل‌شناسى انستیتوى بهداشت فیلیپین، هر ۲۰ عدد کرم بالغ آسکاریس روزانه ۸/۲ گرم مواد قندى مصرف مى‌کنند و با توجه به تعداد افراد آلوده در فیلیپین که در آن زمان حدود بیست میلیون نفر برآورد شده و میزان آلودگى هر فرد که به‌طور متوسط ۲۰ کرم تخمین زده شده است، روزانه درحدود هزار کیسه برنج ۵۰ کیلوئى توسط این کرم از جیرهٔ غذائى مردم فیلیپین مصرف مى‌شود و به‌ هدر مى‌رود. در ایران طبق بررسى‌هاى انجام‌شده توسط ارفع و همکاران در سال ۱۳۴۷ میزان آلودگى به این کِرم بین ۱۰ تا ۱۲ میلیون نفر (یعنى یک‌سوم جمعیت کشور در آن زمان) برآورد شده بود. مطالعه‌هاى پراکنده در نواحى مختلف، این میزان را درحدود ۱ تا ۹۵% نشان داده است. در حال حاضر آلودگى به آسکاریس و سایر کرم‌هاى منتقله توسط خاک به ‌دلیل کمتر مصرف‌کردن کود انسانى و جلوگیرى از ورود فاضلاب‌هاى شهرى در سبزى‌کارى‌ها کاهش پیدا کرده است. حداکثر آلودگى در استان همدان با ۶۶/۳۹% و حداقل در استان بوشهر تا ۸۰/۰% آلودگى گزارش گردیده است. درضمن آلودگى در سایر استان‌ها به شرح زیر مى‌باشد:
آذربایجان شرقى ۸/۲۴%، مرکزى و کرمانشاه ۲۰%، آذربایجان غربى ۱۶%، کردستان ۲/۱۰%، لرستان ۳/۸%، گیلان %۷/۱، زنجان ۹/۶%، چهارمحال و بختیارى و اصفهان ۶%، خراسان ۷/۳%، مازندران ۵/۳%، تهران ۱/۳%، فارس ۳/۲%، ایلام ۷/۱%، یزد ۳/۱%، کرمان ۱/۱%، هرمزگان ۵/۰%، کهکیلویه و بویراحمد ۳/۰% و سمنان ۲/۰%.
آلودگى در استان سیستان و بلوچستان و خوزستان بررسى نشده است. مطالعه‌هاى انجام‌شده توسط اداره کل بیمارى‌هاى واگیر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکى در سال ۱۳۷۰ حاکى از پایین‌آمدن آلودگى تمام کرم‌هاى روده‌اى است.
در مطالعه ۲۶۳ روستاى استان خراسان که توسط ارفع و همکاران در ۱۹۷۸ منتشر شد، کمترین آلودگى در روستاى کاووس شهرستان گناباد با میزان ۲/۰% و متوسط آلودگى این استان ۵۲% بود. در مطالعه دیگرى که در سال ۱۳۵۵ از ۷۳ روستاى استان اصفهان توسط ارفع و همکاران انجام شد، میزان آلودگى از ۳۱ تا ۸۳% متفاوت و به‌طور متوسط ۶/۷۶% برآورد گردید. همچنین در مطالعه بهداشتى این استان که در سال‌هاى ۵۵-۱۳۵۴ انجام شد، ۰۶۶/۲ نفر از اهالى شش شهر استان و نیز ۲۲۸/۲ نفر از اهالى ۵۹ روستاى آن به‌طور تصادفى انتخاب و آزمایش شدند. آلودگى نواحى روستائى ۷۶% و نواحى شهرى ۸۳% که به‌طور متوسط ۷۹% بود. نواحى روستاى نائین با ۳۱% کمترین و شهر اصفهان با ۸۶% آلودگى بالاترین میزان آلودگى را دارا بودند. میزان آلودگى در مردان بیش از زنان و در کودکان ۴ساله، ۴۴% و در سنین ۵ تا ۹ سال، %۷۹ و افراد ۱۰ تا ۱۴ ساله، ۸۵% و در گروه سنى ۱۶ تا ۱۹ و ۲۰ تا ۲۹ ساله هریک ۹۰% و در افراد ۴۰ سال به بالا ۸۷% گزارش شد.
در استان خوزستان نسبت آلودگى در ۲۷۰ روستا بین ۱۷ تا ۶۸% و به‌طور متوسط ۳۰% بود. میزان آلودگى در روستاهاى اردبیل ۴/۵۳% گزارش شده که بالاترین رقم آلودگى مربوط به کرم آسکاریس بود.

- پیشگیرى و مبارزه با آسکاریازیس:

براى پیشگیرى از ابتلاء به بیمارى باید اقدام‌هاى زیر صورت گیرد:
۱. بهسازى محیط:
- جلوگیرى از انتشار مدفوع در محیط، احداث مستراح‌هاى بهداشتى در روستاها و مکان‌هاى ساختمانى و در دست احداث، ایجاد شبکه فاضلاب در شهرها و بخش‌ها، منع اجابت مزاج در سطح زمین و چاهک‌هاى سر باز.

- تهیه آب سالم و بهداشتى:

- عدم استفاده از مدفوع انسانى به‌عنوان کود در مزارع جلوگیرى از آلودگى مواد غذائى با خاک و کثافت و هجوم مگس به آنها و منع خوردن میوه‌ها و سبزى‌هاى آلوده که خوب شسته نشده باشند.
- جلوگیرى از آلودگى مواد غذائى با خاک و کثافت و هجوم مگس به آنها و منع خوردن میوه‌ها و سبزى‌هاى آلوده که خوب شسته نشده باشند.

۲. آموزش بهداشت:

آموزش بهداشت، ازجمله اقدام‌هاى ضرورى است. علاوه بر منع عادت‌هاى شخصى که به بخشى از آنها در بالا اشاره شد و در آلودگى افراد به بیمارى نقش مهمى دارد، دیگر عادت‌ها و سنن و فرهنگ مردم و اقتصاد منطقه باید موردنظر بوده، در برنامه آموزشى مورد توجه قرار گرفته و پیش‌بینى گردد.

۳. درمان دسته‌جمعى:

جر مناطقى که بشدت آلوده هستند، باید با استفاده از داروهاى ضدکرم مناسب در تمام افراد و در فاصله زمانى مشخص اقدام به درکان کرد و طى چند دوره آلودگى را در منطقه به صفر و یا حداقل ممکن ــ‌که ازنظر بهداشت مسئله‌اى نباشد‌ــ رسانید. چنان‌چه طى سال‌هاى ۱۳۵۴ و ۵۵ که در ۱۲ روستاى دزفول با بهره‌گیرى از درمان دسته‌جمعى به‌تنهائى و توأم با به‌سازى محیط، موفق شدند نسبت آلودگى را به‌ترتیب از ۶۶% به ۱۶% و از ۷۶% به ۱۱% کاهش دهند. از طرف مرکز مبارزه با بیمارى‌هاى واگیر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکى از سال‌هاى ۷۱-۱۳۷۰ طرحى تحت عنوان مبارزه با بیمارى‌هاى انگلى روده‌اى در دست اجراء مى‌باشد که انتظار مى‌رود نتایج حاصله از آن از یک‌سو باعث اخذ تصمیم‌هاى مناسب در پیشگیرى و کنترل بیمارى گردد و از طرف دیگر تازه‌ترین و موفق‌ترین اطلاعات را درمورد میزان آلودگى و شیوع آن در نواحى مختلف کشور، ارائه نماید.
به‌طور کلی، چنان‌چه درمان دسته‌جمعى دوره‌اى در سه نوبت در سال با فواصل منظم و به‌مدت یک‌سال با بهره‌گیرى از داروهائى یا طیف وسیع مانند مبندازول، فلوبندازول و یا پپرانتیل پاموات و یا اکسانتیل پیرانتیل و غیره انجام شود، نتایج ثمربخشى بدست خواهد آمد. در زمینه درمان دسته‌جمعی، مطالعه‌هاى موفقیت‌آمیزى صورت گرفته است.

آسکاریس لمبریکوئیدس مشهورترین نماتود انگلى است که بالاترین نسبت آلودگى را در سطح جهان دارا مى‌باشد، کِرمى است بزرگ و گرد که در روده کوچک بسر مى‌برد و اندازه آن بین ۱۵ تا ۳۵ سانتیمتر است، کِرم نَر کوچک‌تر از ماده مى‌باشد. مادهٔ بالغ، جفت‌گیرى کرده، روزانه بیش از دویست هزار تخم مى‌گذارد. تخم آن بیضى‌شکل و قهوه‌اى‌رنگ بوده، زواید محیطى برجسته و پستانى‌شکل دارد. کرم‌ها از محتواى غذائى داخل روده تغذیه مى‌کنند.
 


 
 


تخم مقاوم کِرم چنان‌چه با مدفوع روى خاک ریخته شود و در شرایط مساعد قرار گیرد، به‌ طور معمول بعد از سه‌هفته قدرت آلوده‌کنندگى پیدا مى‌کند و چنان‌چه بعد از این مدت با آب یا سبزى‌هاى تازه و یا اغذیه و دست‌هاى آغشته به خاک، خورده شود در داخل معده، جدار خود را از دست داده لارو داخل آن آزاد مى‌شود. این لارو از مخاط روده کوچک عبورکرده، توسط جریان خون به کبد مى‌رود و مرحله مهاجرت یک‌ماهه خود را در مسیر کبد، ریه، مِرى و معده طى مى‌کند و سپس دومرتبه در روده باریک مستقر و به کِرم بالغ تبدیل مى‌شود.
 


 
 


ناراحتى حاصل از جایگزینى کِرم در بدن را آسکاریازیس (Ascariasis) مى‌نامند که با توجه به سیر تکاملى کِرم، مى‌توان آن را به دو مرحله تقسیم کرد:
 


 
 

 

- مسیر حمله مهاجرت لارو:
 


عبور لاروها از کبد بر این عضو اثر مى‌گذارد و گاهى باعث بزرگى و دردناکى آن مى‌شود. جایگزینى آنها در ریه، ناراحتى‌هاى تنفسى ایجاد مى‌کند که به آن پنومونى آسکاریسى گفته مى‌شود. خودنمائى‌ها به صورت سرفه‌هاى خشک و تنگى نفس، وجود صداهاى غیرطبیعى در سمع ریه، تب و ائوزینوفیلى است که مجموعه این علایم را سندرم لوفلر (Leofler syndrome) مى‌نامند. این مسیر بیش از دوهفته طول نمى‌کشد.
 


 
 

 

- مرحله استقرار کرم بالغ در روده:
 


علایم معمولى این مرحله، درد ناحیه شکم، بى‌اشتهائى و سوءهاضمه مى‌باشد، اما در آلودگى‌هاى شدید باعث ایجاد علایم انسداد روده مى‌گردد که گاهى منجر به پارگى روده مى‌شود و درنتیجه کرم از روده خارج و در اعضاء مجاور، مانند کبد، حفرهٔ شکم و غیره مستقر مى‌شود.
 


 
 


علایم عمومى شامل بى‌خوابی، تشویق و سائیدن دندان‌ها هنگام خواب است. گاهى تشنج و تب وجود داشته در عده‌اى علایم آلرژیک به صورت افزایش ائوزینوفیل، آسم و یا پیدایش اریتم و یا بثورات جلدى مشاهده مى‌شود. تشخیص بیمارى با آزمایش مدفوع، به روش مستقیم و یا فرمالین اتر و مشاهدهٔ تخم کِرم خواهد بود.
 


 
 

 

- همه‌گیرى شناسى آسکاریازیس در دنیا و ایران:
 


میزان آلودگى به این انگل، در حال حاضر باوجود کاهش درصد آلودگى در بسیارى از نقاط دنیا، به‌دلیل رشد سریع جمعیت و عدم رعایت اصول بهداشت در بعضى از کشورها همچنان درحد بالائى بوده و به بیش از یک میلیارد نفر مى‌رسد. میزان آلودگى در بیشتر کشورهاى در حال گسترش بین ۲۰ تا ۹۰% گزارش شده است، که بالاترین آلودگى‌ها، به ‌ترتیب در فیلیپین ۸۵ تا ۹۰%، اندونزى ۸۳%، مالزى ۸۲%، تایلند ۷۰%، کلمبیا ۵۹%، برزیل ۵۸%، تایوان ۵۰%، ویتنام ۴۵%، کاستاریکا ۴۰%، نیجریه ۳۰% و هندوستان ۲۰% بوده است. اگرچه این ارقام متعلق به چندین سال پیش مى‌باشد، اما خود نشان‌دهنده وفور آلودگى در این کشورهاى گرمسیرى و نیمه‌گرمسیرى و پرباران است. این نسبت‌ها اکنون کاهش قابل‌توجهى نموده است.
 


 
 


در بعضى از کشورها مانند ژاپن، جمهورى کُره و فلسطین توانسته‌اند با بهره‌گیرى از کاربرد روش درمان دسته‌جمعی، میزان آلودگى را بشدت کاهش دهند. طبق برآورد کابررا (Banyamin D. Cabrrea)، استاد انگل‌شناسى انستیتوى بهداشت فیلیپین، هر ۲۰ عدد کرم بالغ آسکاریس روزانه ۸/۲ گرم مواد قندى مصرف مى‌کنند و با توجه به تعداد افراد آلوده در فیلیپین که در آن زمان حدود بیست میلیون نفر برآورد شده و میزان آلودگى هر فرد که به‌طور متوسط ۲۰ کرم تخمین زده شده است، روزانه درحدود هزار کیسه برنج ۵۰ کیلوئى توسط این کرم از جیرهٔ غذائى مردم فیلیپین مصرف مى‌شود و به‌ هدر مى‌رود. در ایران طبق بررسى‌هاى انجام‌شده توسط ارفع و همکاران در سال ۱۳۴۷ میزان آلودگى به این کِرم بین ۱۰ تا ۱۲ میلیون نفر (یعنى یک‌سوم جمعیت کشور در آن زمان) برآورد شده بود. مطالعه‌هاى پراکنده در نواحى مختلف، این میزان را درحدود ۱ تا ۹۵% نشان داده است. در حال حاضر آلودگى به آسکاریس و سایر کرم‌هاى منتقله توسط خاک به ‌دلیل کمتر مصرف‌کردن کود انسانى و جلوگیرى از ورود فاضلاب‌هاى شهرى در سبزى‌کارى‌ها کاهش پیدا کرده است. حداکثر آلودگى در استان همدان با ۶۶/۳۹% و حداقل در استان بوشهر تا ۸۰/۰% آلودگى گزارش گردیده است. درضمن آلودگى در سایر استان‌ها به شرح زیر مى‌باشد:
 


 
 


آذربایجان شرقى ۸/۲۴%، مرکزى و کرمانشاه ۲۰%، آذربایجان غربى ۱۶%، کردستان ۲/۱۰%، لرستان ۳/۸%، گیلان %۷/۱، زنجان ۹/۶%، چهارمحال و بختیارى و اصفهان ۶%، خراسان ۷/۳%، مازندران ۵/۳%، تهران ۱/۳%، فارس ۳/۲%، ایلام ۷/۱%، یزد ۳/۱%، کرمان ۱/۱%، هرمزگان ۵/۰%، کهکیلویه و بویراحمد ۳/۰% و سمنان ۲/۰%.
 


 
 


آلودگى در استان سیستان و بلوچستان و خوزستان بررسى نشده است. مطالعه‌هاى انجام‌شده توسط اداره کل بیمارى‌هاى واگیر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکى در سال ۱۳۷۰ حاکى از پایین‌آمدن آلودگى تمام کرم‌هاى روده‌اى است.
 


 
 


در مطالعه ۲۶۳ روستاى استان خراسان که توسط ارفع و همکاران در ۱۹۷۸ منتشر شد، کمترین آلودگى در روستاى کاووس شهرستان گناباد با میزان ۲/۰% و متوسط آلودگى این استان ۵۲% بود. در مطالعه دیگرى که در سال ۱۳۵۵ از ۷۳ روستاى استان اصفهان توسط ارفع و همکاران انجام شد، میزان آلودگى از ۳۱ تا ۸۳% متفاوت و به‌طور متوسط ۶/۷۶% برآورد گردید. همچنین در مطالعه بهداشتى این استان که در سال‌هاى ۵۵-۱۳۵۴ انجام شد، ۰۶۶/۲ نفر از اهالى شش شهر استان و نیز ۲۲۸/۲ نفر از اهالى ۵۹ روستاى آن به‌طور تصادفى انتخاب و آزمایش شدند. آلودگى نواحى روستائى ۷۶% و نواحى شهرى ۸۳% که به‌طور متوسط ۷۹% بود. نواحى روستاى نائین با ۳۱% کمترین و شهر اصفهان با ۸۶% آلودگى بالاترین میزان آلودگى را دارا بودند. میزان آلودگى در مردان بیش از زنان و در کودکان ۴ساله، ۴۴% و در سنین ۵ تا ۹ سال، %۷۹ و افراد ۱۰ تا ۱۴ ساله، ۸۵% و در گروه سنى ۱۶ تا ۱۹ و ۲۰ تا ۲۹ ساله هریک ۹۰% و در افراد ۴۰ سال به بالا ۸۷% گزارش شد.
 


 
 


در استان خوزستان نسبت آلودگى در ۲۷۰ روستا بین ۱۷ تا ۶۸% و به‌طور متوسط ۳۰% بود. میزان آلودگى در روستاهاى اردبیل ۴/۵۳% گزارش شده که بالاترین رقم آلودگى مربوط به کرم آسکاریس بود.
 


 
 

 

- پیشگیرى و مبارزه با آسکاریازیس:
 


براى پیشگیرى از ابتلاء به بیمارى باید اقدام‌هاى زیر صورت گیرد:
 


 
 


۱. بهسازى محیط:
 


- جلوگیرى از انتشار مدفوع در محیط، احداث مستراح‌هاى بهداشتى در روستاها و مکان‌هاى ساختمانى و در دست احداث، ایجاد شبکه فاضلاب در شهرها و بخش‌ها، منع اجابت مزاج در سطح زمین و چاهک‌هاى سر باز.
 


 
 

 

- تهیه آب سالم و بهداشتى:
 


 
 


- عدم استفاده از مدفوع انسانى به‌عنوان کود در مزارع جلوگیرى از آلودگى مواد غذائى با خاک و کثافت و هجوم مگس به آنها و منع خوردن میوه‌ها و سبزى‌هاى آلوده که خوب شسته نشده باشند.
 


 
 


- جلوگیرى از آلودگى مواد غذائى با خاک و کثافت و هجوم مگس به آنها و منع خوردن میوه‌ها و سبزى‌هاى آلوده که خوب شسته نشده باشند.
 


 
 

 

۲. آموزش بهداشت:
 


آموزش بهداشت، ازجمله اقدام‌هاى ضرورى است. علاوه بر منع عادت‌هاى شخصى که به بخشى از آنها در بالا اشاره شد و در آلودگى افراد به بیمارى نقش مهمى دارد، دیگر عادت‌ها و سنن و فرهنگ مردم و اقتصاد منطقه باید موردنظر بوده، در برنامه آموزشى مورد توجه قرار گرفته و پیش‌بینى گردد.
 


 
 

 

۳. درمان دسته‌جمعى:
 


جر مناطقى که بشدت آلوده هستند، باید با استفاده از داروهاى ضدکرم مناسب در تمام افراد و در فاصله زمانى مشخص اقدام به درکان کرد و طى چند دوره آلودگى را در منطقه به صفر و یا حداقل ممکن ــ‌که ازنظر بهداشت مسئله‌اى نباشد‌ــ رسانید. چنان‌چه طى سال‌هاى ۱۳۵۴ و ۵۵ که در ۱۲ روستاى دزفول با بهره‌گیرى از درمان دسته‌جمعى به‌تنهائى و توأم با به‌سازى محیط، موفق شدند نسبت آلودگى را به‌ترتیب از ۶۶% به ۱۶% و از ۷۶% به ۱۱% کاهش دهند. از طرف مرکز مبارزه با بیمارى‌هاى واگیر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکى از سال‌هاى ۷۱-۱۳۷۰ طرحى تحت عنوان مبارزه با بیمارى‌هاى انگلى روده‌اى در دست اجراء مى‌باشد که انتظار مى‌رود نتایج حاصله از آن از یک‌سو باعث اخذ تصمیم‌هاى مناسب در پیشگیرى و کنترل بیمارى گردد و از طرف دیگر تازه‌ترین و موفق‌ترین اطلاعات را درمورد میزان آلودگى و شیوع آن در نواحى مختلف کشور، ارائه نماید.
 


 
 


به‌طور کلی، چنان‌چه درمان دسته‌جمعى دوره‌اى در سه نوبت در سال با فواصل منظم و به‌مدت یک‌سال با بهره‌گیرى از داروهائى یا طیف وسیع مانند مبندازول، فلوبندازول و یا پپرانتیل پاموات و یا اکسانتیل پیرانتیل و غیره انجام شود، نتایج ثمربخشى بدست خواهد آمد. در زمینه درمان دسته‌جمعی، مطالعه‌هاى موفقیت‌آمیزى صورت گرفته است.



ارسال در تاريخ چهارشنبه بیستم مهر 1390 توسط فاطمه
 

کرم‌هاى قلاب‌دار کرم‌هاى کوچکى هستند که در روده انسان و بسیارى از گوشت‌خواران بسر مى‌برند. دوگونه از این کرم‌ها در انسان ایجاد کم‌خونى و بیمارى آنکیلوستومیازیس مى‌کنند:

- آنکیلوستوما دئودناله (Ancylostoma duodenale)

- نکاتورآمریکانوس (Necator Americanous)

اندازه آنها ۷ تا ۱۳ میلیمتر است و داراى حفره‌هاى دهانى با ضمایمى بصورت تیغه برنده و دندان مى‌باشند. کرم‌هاى نر در انتهاى بدن، کیسه‌اى چترمانند دارند. ماده‌ها، تخم‌هائى بیرنگ، متقارن و شفاف مى‌گذارند که پس از دفع از راه مدفوع اگر یک تا دوهفته در خاک مناسب قرار گیرند، به لارو اولیه تبدیل مى‌شوند. این لاروها پس از تغذیه و رشد به لارو مرحله دوم و سوم تبدیل مى‌گردند. لارو اخیر قادر است از پوست، عبور کرده، خود را به جریان خون برساند و از آنجا به کبد، ریه، حلق، مری، معده و روده برود، بالغ‌شده، تخم‌گذارى کند. کرم‌هاى بالغ به‌کمک ضمایم دهانى خود مخاط روده را سوراخ کرده، شروع به خونخوارى مى‌کنند و درنتیجه، باعث خونریزى مى‌شوند.
بیمارى حاصل از این کرم شامل سه مرحلهٔ جداگانه است:
- مرحله اول:
ورود لارو در پوست، باعث ناراحتى‌هاى جلدى مى‌شود که بصورت کهیر همراه با خارش، سوزش، وزیکول و یا پاپول خودنمائى مى‌کنند که این علایم را خارش خاک (Ground itch) مى‌گویند.
- مرحله دوم:
مرحله ریوى است که شبیه آسکاریس منتها خفیف‌تر است.
- مرحله سوم:
مرحله روده‌اى است که علایم آن در دهان ناگهانى و گذراى روده‌اى همراه اسهال، سرگیجه، تنگى نفس و رنگ‌پریدگى مى‌باشد. در این بیماری، افزایش ائوزینوفیل در خون محیطى مشاهده مى‌گردد.
هر کرم بالغ قادر است روزانه بین ۱/۰ تا ۳/۰ میلى‌لیتر خون بخورد و در آلودگى‌هاى شدید و طولانى موجب کم‌خونى آشکارا از نوع میکروسیستیک هیپوکرومیک و فقر آهن مى‌گردد. تشخیص این کرم با مشاهدهٔ تخم در مدفوع، به روش غوطه‌ور ساختن و با روش کاتو صورت مى‌گیرد.

- ا پیدمیولوژى انکلیستومیازیس در دنیا و ایران:

طبق گزارش سازمان جهانى بهداشت آلودگى به این کِرم، رو به افزایش بوده، در حال حاضر افزون بر ۹۰۰ میلیون نفر است. آلودگى به کرم‌هاى قلاب‌دار در کشور ما، طبق برآورد دکتر امینى در سال ۱۳۴۷ سه‌میلیون نفر تخمین زده شده و محل انتشار این کرم‌ها در کشور، دردو منطقهٔ جنوب (شامل استان خوزستان و سیستان و بلوچستان و هرمزگان) و منطقهٔ شمال (از آستارا تا گرگان در مسیر سواحل دریاى مازندران) مى‌باشد. گونهٔ بیشتر در شمال، نکاتور و در جنوب، انکیلوستوم است. در سال‌هاى اخیر طبق مطالعه‌هاى انجام‌شده توسط اداره مبارزه با بیمارى‌هاى واگیر در سال ۱۳۷۰ آلودگى در استان گیلان ۷۵/۲% آذربایجان غربى ۷/۰%، لرستان ۵/۰%، فارس ۲/۰% و مازندران ۱/۰% برآورد گردیده و در سایر نقاط کشور آلودگى وجود ندارد.

- عوامل مؤثر درانتشار و توسعه بیمارى:

- عوامل محیطى:
۱. فعالیت لاروها بستگى به ذرات تشکیل‌دهنده خاک دارد. هرچه ذرات درشت‌تر باشند، اکسیژن و آب کافى جهت نیاز لارو بیشتر مهیا مى‌شود و لاروها بهتر به زندگى خود ادامه مى‌دهند.
۲. میزان بارندگى و رطوبت ازجمله عوامل مؤثر در رشد لارو است.
۳. درجه حرارت مناسب براى رشد و نمو لاروها بین ۷ تا ۳۶ درجه سانتى‌گراد است. وجود سایه باعث مى‌شود که لاروها به‌مدت طولانى در خاک زنده بمانند.

- عادات و رسوم ساکنان:

استفاده از کود انسانى در بعضى روستاها، نداشتن مستراح و یا استفاده نکردن از آن، نپوشیدن کفش و استفاده نکردن از چکمه و دستکش هنگام کار در معدن و برنجارى و چایکاری، نحوهٔ مصرف مواد غذائى و طریق استفاده از آن در مجموع مى‌تواند در انتقالى بیمارى مؤثر باشد.

- سایر عوامل:

عوامل فیزیولوژیک مثل دوران باردارى و شیردادن مادر و دوران کودکى که به خون نیاز فراوان است، مى‌تواند در شدت بیماری، تأثیر داشته و علایم کم‌خونى را آشکار سازد. شدت آلودگى در افراد، موجب بروز خودنمائى‌هاى بالینى بیشتر مى‌گردد. براى تعیین شدت آلودگى در افراد، به دو روش عمل مى‌کنند:
۱. شمارش تعداد تخم در هر گرم مدفوع
۲. دادن دارو به افراد آلوده و بدست آوردن کرم و شمارش آن

- عملیات انجام‌شده در جهان و ایران جهت پیشگیرى و کنترل کرم:

روش مبارزه با این کرم مشابه آسکاریس است. اولین کوشش جهت مبارزه در دنیا در معادن اروپا با احداث مستراح و درمان بیماران شروع گردید که تاحدودى میزان آلودگى کاهش پیدا کرد. در دهه دوم سدهٔ بیستم، بنیاد راکفلر با بکارگیرى روش دفع، به‌روش بهداشتى و درمان دسته‌جمعى و آموزش بهداشت در آمریکا و سایر نقاط دنیا اقدام کرد که تنها در چند نقطه از کشورهاى آمریکاى شمالى مؤثر واقع گردید.
در ایران مبارزه با این کرم با ساختن مستراح‌هاى بهداشتى در روستاها آغاز شد که از انتشار مدفوع به سطح خاک جلوگیرى گردد. متأسفانه به‌دلیل استفاده نکردن از این مستراح‌ها این اقدام مؤثر واقع نشد، زیرا بیشتر افراد بنا به عادت قبلی، دفع مدفوع را در حاشیه مزارع و کنار دیوارها انجام مى‌دادند. در ضمن عملیات مبارزه علیه این کرم در دو گروه روستا با استفاده از درمان به‌ تنهائى و درمان همراه با تسهیل‌هاى بهداشتى نشان داد که میزان آلودگى در روستاهاى اول، از ۶۵% به ۲۵% و در روستاهاى دوم از ۸۰% به ۲۳% کاهش پیدا کرد. همان‌طورى که اشاره گردید، اداره مبارزه با بیمارى‌هاى واگیر تحت یک برنامه تنظیم‌شده، ضمن برآورد میزان آلودگی، اقدام به درمان بیماران نموده است.

- پیشگیرى و کنترل انکیلوستومیازیس:

پیشگیرى بیمارى مشابه آسکاریس، شامل سه مرحله بهسازى محیط، آموزش بهداشت و درمان دسته‌جمعى مى‌باشد.

استرنژیلوئیدس استرکورالیس

این نماتود، کِرم بسیار کوچکى است که داراى زندگى آزاد در محیط خارج از بدن انسان و زندگى انگلى در انسان مى‌باشد. از نظر چرخش زندگى شبیه به کرم‌هاى قلاب‌دار است. راه ورود انگل به انسان از راه پوست و ورود لارو مرحلهٔ سوم است. این کرم داراى خاصیت فرصت‌طلبى است و در افرادى که دچار نقص یا کمبودى در سیستم ایمنى هستند یا از داروهاى متوقف‌کننده سیستم ایمنى استفاده مى‌کنند، قادر است از روده خارج‌شده به اعضاء مختلف مهاجرت نماید و ضایعه‌هاى وسیعى را ایجاد کند. انتشار این کرم‌ها بیشتر در محل‌هائى که آلودگى به کرم‌هاى قلاب‌دار وجود دارد شایع مى‌باشد. حداکثر آلودگى به این کرم ۷/۲% و حداقل ۸۰/۰% است.

کرم‌هاى قلاب‌دار (Hook Worms)

کرم‌هاى قلاب‌دار کرم‌هاى کوچکى هستند که در روده انسان و بسیارى از گوشت‌خواران بسر مى‌برند. دوگونه از این کرم‌ها در انسان ایجاد کم‌خونى و بیمارى آنکیلوستومیازیس مى‌کنند:

- آنکیلوستوما دئودناله (Ancylostoma duodenale)

- نکاتورآمریکانوس (Necator Americanous)

اندازه آنها ۷ تا ۱۳ میلیمتر است و داراى حفره‌هاى دهانى با ضمایمى بصورت تیغه برنده و دندان مى‌باشند. کرم‌هاى نر در انتهاى بدن، کیسه‌اى چترمانند دارند. ماده‌ها، تخم‌هائى بیرنگ، متقارن و شفاف مى‌گذارند که پس از دفع از راه مدفوع اگر یک تا دوهفته در خاک مناسب قرار گیرند، به لارو اولیه تبدیل مى‌شوند. این لاروها پس از تغذیه و رشد به لارو مرحله دوم و سوم تبدیل مى‌گردند. لارو اخیر قادر است از پوست، عبور کرده، خود را به جریان خون برساند و از آنجا به کبد، ریه، حلق، مری، معده و روده برود، بالغ‌شده، تخم‌گذارى کند. کرم‌هاى بالغ به‌کمک ضمایم دهانى خود مخاط روده را سوراخ کرده، شروع به خونخوارى مى‌کنند و درنتیجه، باعث خونریزى مى‌شوند.
بیمارى حاصل از این کرم شامل سه مرحلهٔ جداگانه است:
- مرحله اول:
ورود لارو در پوست، باعث ناراحتى‌هاى جلدى مى‌شود که بصورت کهیر همراه با خارش، سوزش، وزیکول و یا پاپول خودنمائى مى‌کنند که این علایم را خارش خاک (Ground itch) مى‌گویند.
- مرحله دوم:
مرحله ریوى است که شبیه آسکاریس منتها خفیف‌تر است.
- مرحله سوم:
مرحله روده‌اى است که علایم آن در دهان ناگهانى و گذراى روده‌اى همراه اسهال، سرگیجه، تنگى نفس و رنگ‌پریدگى مى‌باشد. در این بیماری، افزایش ائوزینوفیل در خون محیطى مشاهده مى‌گردد.
هر کرم بالغ قادر است روزانه بین ۱/۰ تا ۳/۰ میلى‌لیتر خون بخورد و در آلودگى‌هاى شدید و طولانى موجب کم‌خونى آشکارا از نوع میکروسیستیک هیپوکرومیک و فقر آهن مى‌گردد. تشخیص این کرم با مشاهدهٔ تخم در مدفوع، به روش غوطه‌ور ساختن و با روش کاتو صورت مى‌گیرد.

- ا پیدمیولوژى انکلیستومیازیس در دنیا و ایران:

طبق گزارش سازمان جهانى بهداشت آلودگى به این کِرم، رو به افزایش بوده، در حال حاضر افزون بر ۹۰۰ میلیون نفر است. آلودگى به کرم‌هاى قلاب‌دار در کشور ما، طبق برآورد دکتر امینى در سال ۱۳۴۷ سه‌میلیون نفر تخمین زده شده و محل انتشار این کرم‌ها در کشور، دردو منطقهٔ جنوب (شامل استان خوزستان و سیستان و بلوچستان و هرمزگان) و منطقهٔ شمال (از آستارا تا گرگان در مسیر سواحل دریاى مازندران) مى‌باشد. گونهٔ بیشتر در شمال، نکاتور و در جنوب، انکیلوستوم است. در سال‌هاى اخیر طبق مطالعه‌هاى انجام‌شده توسط اداره مبارزه با بیمارى‌هاى واگیر در سال ۱۳۷۰ آلودگى در استان گیلان ۷۵/۲% آذربایجان غربى ۷/۰%، لرستان ۵/۰%، فارس ۲/۰% و مازندران ۱/۰% برآورد گردیده و در سایر نقاط کشور آلودگى وجود ندارد.

- عوامل مؤثر درانتشار و توسعه بیمارى:

- عوامل محیطى:
۱. فعالیت لاروها بستگى به ذرات تشکیل‌دهنده خاک دارد. هرچه ذرات درشت‌تر باشند، اکسیژن و آب کافى جهت نیاز لارو بیشتر مهیا مى‌شود و لاروها بهتر به زندگى خود ادامه مى‌دهند.
۲. میزان بارندگى و رطوبت ازجمله عوامل مؤثر در رشد لارو است.
۳. درجه حرارت مناسب براى رشد و نمو لاروها بین ۷ تا ۳۶ درجه سانتى‌گراد است. وجود سایه باعث مى‌شود که لاروها به‌مدت طولانى در خاک زنده بمانند.

- عادات و رسوم ساکنان:

استفاده از کود انسانى در بعضى روستاها، نداشتن مستراح و یا استفاده نکردن از آن، نپوشیدن کفش و استفاده نکردن از چکمه و دستکش هنگام کار در معدن و برنجارى و چایکاری، نحوهٔ مصرف مواد غذائى و طریق استفاده از آن در مجموع مى‌تواند در انتقالى بیمارى مؤثر باشد.

- سایر عوامل:

عوامل فیزیولوژیک مثل دوران باردارى و شیردادن مادر و دوران کودکى که به خون نیاز فراوان است، مى‌تواند در شدت بیماری، تأثیر داشته و علایم کم‌خونى را آشکار سازد. شدت آلودگى در افراد، موجب بروز خودنمائى‌هاى بالینى بیشتر مى‌گردد. براى تعیین شدت آلودگى در افراد، به دو روش عمل مى‌کنند:
۱. شمارش تعداد تخم در هر گرم مدفوع
۲. دادن دارو به افراد آلوده و بدست آوردن کرم و شمارش آن

- عملیات انجام‌شده در جهان و ایران جهت پیشگیرى و کنترل کرم:

روش مبارزه با این کرم مشابه آسکاریس است. اولین کوشش جهت مبارزه در دنیا در معادن اروپا با احداث مستراح و درمان بیماران شروع گردید که تاحدودى میزان آلودگى کاهش پیدا کرد. در دهه دوم سدهٔ بیستم، بنیاد راکفلر با بکارگیرى روش دفع، به‌روش بهداشتى و درمان دسته‌جمعى و آموزش بهداشت در آمریکا و سایر نقاط دنیا اقدام کرد که تنها در چند نقطه از کشورهاى آمریکاى شمالى مؤثر واقع گردید.
در ایران مبارزه با این کرم با ساختن مستراح‌هاى بهداشتى در روستاها آغاز شد که از انتشار مدفوع به سطح خاک جلوگیرى گردد. متأسفانه به‌دلیل استفاده نکردن از این مستراح‌ها این اقدام مؤثر واقع نشد، زیرا بیشتر افراد بنا به عادت قبلی، دفع مدفوع را در حاشیه مزارع و کنار دیوارها انجام مى‌دادند. در ضمن عملیات مبارزه علیه این کرم در دو گروه روستا با استفاده از درمان به‌ تنهائى و درمان همراه با تسهیل‌هاى بهداشتى نشان داد که میزان آلودگى در روستاهاى اول، از ۶۵% به ۲۵% و در روستاهاى دوم از ۸۰% به ۲۳% کاهش پیدا کرد. همان‌طورى که اشاره گردید، اداره مبارزه با بیمارى‌هاى واگیر تحت یک برنامه تنظیم‌شده، ضمن برآورد میزان آلودگی، اقدام به درمان بیماران نموده است.

- پیشگیرى و کنترل انکیلوستومیازیس:

پیشگیرى بیمارى مشابه آسکاریس، شامل سه مرحله بهسازى محیط، آموزش بهداشت و درمان دسته‌جمعى مى‌باشد.

استرنژیلوئیدس استرکورالیس

این نماتود، کِرم بسیار کوچکى است که داراى زندگى آزاد در محیط خارج از بدن انسان و زندگى انگلى در انسان مى‌باشد. از نظر چرخش زندگى شبیه به کرم‌هاى قلاب‌دار است. راه ورود انگل به انسان از راه پوست و ورود لارو مرحلهٔ سوم است. این کرم داراى خاصیت فرصت‌طلبى است و در افرادى که دچار نقص یا کمبودى در سیستم ایمنى هستند یا از داروهاى متوقف‌کننده سیستم ایمنى استفاده مى‌کنند، قادر است از روده خارج‌شده به اعضاء مختلف مهاجرت نماید و ضایعه‌هاى وسیعى را ایجاد کند. انتشار این کرم‌ها بیشتر در محل‌هائى که آلودگى به کرم‌هاى قلاب‌دار وجود دارد شایع مى‌باشد. حداکثر آلودگى به این کرم ۷/۲% و حداقل ۸۰/۰% است.
کرم‌هاى قلاب‌دار کرم‌هاى کوچکى هستند که در روده انسان و بسیارى از گوشت‌خواران بسر مى‌برند. دوگونه از این کرم‌ها در انسان ایجاد کم‌خونى و بیمارى آنکیلوستومیازیس مى‌کنند:

- آنکیلوستوما دئودناله (Ancylostoma duodenale)

- نکاتورآمریکانوس (Necator Americanous)

اندازه آنها ۷ تا ۱۳ میلیمتر است و داراى حفره‌هاى دهانى با ضمایمى بصورت تیغه برنده و دندان مى‌باشند. کرم‌هاى نر در انتهاى بدن، کیسه‌اى چترمانند دارند. ماده‌ها، تخم‌هائى بیرنگ، متقارن و شفاف مى‌گذارند که پس از دفع از راه مدفوع اگر یک تا دوهفته در خاک مناسب قرار گیرند، به لارو اولیه تبدیل مى‌شوند. این لاروها پس از تغذیه و رشد به لارو مرحله دوم و سوم تبدیل مى‌گردند. لارو اخیر قادر است از پوست، عبور کرده، خود را به جریان خون برساند و از آنجا به کبد، ریه، حلق، مری، معده و روده برود، بالغ‌شده، تخم‌گذارى کند. کرم‌هاى بالغ به‌کمک ضمایم دهانى خود مخاط روده را سوراخ کرده، شروع به خونخوارى مى‌کنند و درنتیجه، باعث خونریزى مى‌شوند.
بیمارى حاصل از این کرم شامل سه مرحلهٔ جداگانه است:
- مرحله اول:
ورود لارو در پوست، باعث ناراحتى‌هاى جلدى مى‌شود که بصورت کهیر همراه با خارش، سوزش، وزیکول و یا پاپول خودنمائى مى‌کنند که این علایم را خارش خاک (Ground itch) مى‌گویند.
- مرحله دوم:
مرحله ریوى است که شبیه آسکاریس منتها خفیف‌تر است.
- مرحله سوم:
مرحله روده‌اى است که علایم آن در دهان ناگهانى و گذراى روده‌اى همراه اسهال، سرگیجه، تنگى نفس و رنگ‌پریدگى مى‌باشد. در این بیماری، افزایش ائوزینوفیل در خون محیطى مشاهده مى‌گردد.
هر کرم بالغ قادر است روزانه بین ۱/۰ تا ۳/۰ میلى‌لیتر خون بخورد و در آلودگى‌هاى شدید و طولانى موجب کم‌خونى آشکارا از نوع میکروسیستیک هیپوکرومیک و فقر آهن مى‌گردد. تشخیص این کرم با مشاهدهٔ تخم در مدفوع، به روش غوطه‌ور ساختن و با روش کاتو صورت مى‌گیرد.

- ا پیدمیولوژى انکلیستومیازیس در دنیا و ایران:

طبق گزارش سازمان جهانى بهداشت آلودگى به این کِرم، رو به افزایش بوده، در حال حاضر افزون بر ۹۰۰ میلیون نفر است. آلودگى به کرم‌هاى قلاب‌دار در کشور ما، طبق برآورد دکتر امینى در سال ۱۳۴۷ سه‌میلیون نفر تخمین زده شده و محل انتشار این کرم‌ها در کشور، دردو منطقهٔ جنوب (شامل استان خوزستان و سیستان و بلوچستان و هرمزگان) و منطقهٔ شمال (از آستارا تا گرگان در مسیر سواحل دریاى مازندران) مى‌باشد. گونهٔ بیشتر در شمال، نکاتور و در جنوب، انکیلوستوم است. در سال‌هاى اخیر طبق مطالعه‌هاى انجام‌شده توسط اداره مبارزه با بیمارى‌هاى واگیر در سال ۱۳۷۰ آلودگى در استان گیلان ۷۵/۲% آذربایجان غربى ۷/۰%، لرستان ۵/۰%، فارس ۲/۰% و مازندران ۱/۰% برآورد گردیده و در سایر نقاط کشور آلودگى وجود ندارد.

- عوامل مؤثر درانتشار و توسعه بیمارى:

- عوامل محیطى:
۱. فعالیت لاروها بستگى به ذرات تشکیل‌دهنده خاک دارد. هرچه ذرات درشت‌تر باشند، اکسیژن و آب کافى جهت نیاز لارو بیشتر مهیا مى‌شود و لاروها بهتر به زندگى خود ادامه مى‌دهند.
۲. میزان بارندگى و رطوبت ازجمله عوامل مؤثر در رشد لارو است.
۳. درجه حرارت مناسب براى رشد و نمو لاروها بین ۷ تا ۳۶ درجه سانتى‌گراد است. وجود سایه باعث مى‌شود که لاروها به‌مدت طولانى در خاک زنده بمانند.

- عادات و رسوم ساکنان:

استفاده از کود انسانى در بعضى روستاها، نداشتن مستراح و یا استفاده نکردن از آن، نپوشیدن کفش و استفاده نکردن از چکمه و دستکش هنگام کار در معدن و برنجارى و چایکاری، نحوهٔ مصرف مواد غذائى و طریق استفاده از آن در مجموع مى‌تواند در انتقالى بیمارى مؤثر باشد.

- سایر عوامل:

عوامل فیزیولوژیک مثل دوران باردارى و شیردادن مادر و دوران کودکى که به خون نیاز فراوان است، مى‌تواند در شدت بیماری، تأثیر داشته و علایم کم‌خونى را آشکار سازد. شدت آلودگى در افراد، موجب بروز خودنمائى‌هاى بالینى بیشتر مى‌گردد. براى تعیین شدت آلودگى در افراد، به دو روش عمل مى‌کنند:
۱. شمارش تعداد تخم در هر گرم مدفوع
۲. دادن دارو به افراد آلوده و بدست آوردن کرم و شمارش آن

- عملیات انجام‌شده در جهان و ایران جهت پیشگیرى و کنترل کرم:

روش مبارزه با این کرم مشابه آسکاریس است. اولین کوشش جهت مبارزه در دنیا در معادن اروپا با احداث مستراح و درمان بیماران شروع گردید که تاحدودى میزان آلودگى کاهش پیدا کرد. در دهه دوم سدهٔ بیستم، بنیاد راکفلر با بکارگیرى روش دفع، به‌روش بهداشتى و درمان دسته‌جمعى و آموزش بهداشت در آمریکا و سایر نقاط دنیا اقدام کرد که تنها در چند نقطه از کشورهاى آمریکاى شمالى مؤثر واقع گردید.
در ایران مبارزه با این کرم با ساختن مستراح‌هاى بهداشتى در روستاها آغاز شد که از انتشار مدفوع به سطح خاک جلوگیرى گردد. متأسفانه به‌دلیل استفاده نکردن از این مستراح‌ها این اقدام مؤثر واقع نشد، زیرا بیشتر افراد بنا به عادت قبلی، دفع مدفوع را در حاشیه مزارع و کنار دیوارها انجام مى‌دادند. در ضمن عملیات مبارزه علیه این کرم در دو گروه روستا با استفاده از درمان به‌ تنهائى و درمان همراه با تسهیل‌هاى بهداشتى نشان داد که میزان آلودگى در روستاهاى اول، از ۶۵% به ۲۵% و در روستاهاى دوم از ۸۰% به ۲۳% کاهش پیدا کرد. همان‌طورى که اشاره گردید، اداره مبارزه با بیمارى‌هاى واگیر تحت یک برنامه تنظیم‌شده، ضمن برآورد میزان آلودگی، اقدام به درمان بیماران نموده است.

- پیشگیرى و کنترل انکیلوستومیازیس:

پیشگیرى بیمارى مشابه آسکاریس، شامل سه مرحله بهسازى محیط، آموزش بهداشت و درمان دسته‌جمعى مى‌باشد.

استرنژیلوئیدس استرکورالیس

این نماتود، کِرم بسیار کوچکى است که داراى زندگى آزاد در محیط خارج از بدن انسان و زندگى انگلى در انسان مى‌باشد. از نظر چرخش زندگى شبیه به کرم‌هاى قلاب‌دار است. راه ورود انگل به انسان از راه پوست و ورود لارو مرحلهٔ سوم است. این کرم داراى خاصیت فرصت‌طلبى است و در افرادى که دچار نقص یا کمبودى در سیستم ایمنى هستند یا از داروهاى متوقف‌کننده سیستم ایمنى استفاده مى‌کنند، قادر است از روده خارج‌شده به اعضاء مختلف مهاجرت نماید و ضایعه‌هاى وسیعى را ایجاد کند. انتشار این کرم‌ها بیشتر در محل‌هائى که آلودگى به کرم‌هاى قلاب‌دار وجود دارد شایع مى‌باشد. حداکثر آلودگى به این کرم ۷/۲% و حداقل ۸۰/۰% است.
کرم‌هاى قلاب‌دار کرم‌هاى کوچکى هستند که در روده انسان و بسیارى از گوشت‌خواران بسر مى‌برند. دوگونه از این کرم‌ها در انسان ایجاد کم‌خونى و بیمارى آنکیلوستومیازیس مى‌کنند:

- آنکیلوستوما دئودناله (Ancylostoma duodenale)
- نکاتورآمریکانوس (Necator Americanous)

اندازه آنها ۷ تا ۱۳ میلیمتر است و داراى حفره‌هاى دهانى با ضمایمى بصورت تیغه برنده و دندان مى‌باشند. کرم‌هاى نر در انتهاى بدن، کیسه‌اى چترمانند دارند. ماده‌ها، تخم‌هائى بیرنگ، متقارن و شفاف مى‌گذارند که پس از دفع از راه مدفوع اگر یک تا دوهفته در خاک مناسب قرار گیرند، به لارو اولیه تبدیل مى‌شوند. این لاروها پس از تغذیه و رشد به لارو مرحله دوم و سوم تبدیل مى‌گردند. لارو اخیر قادر است از پوست، عبور کرده، خود را به جریان خون برساند و از آنجا به کبد، ریه، حلق، مری، معده و روده برود، بالغ‌شده، تخم‌گذارى کند. کرم‌هاى بالغ به‌کمک ضمایم دهانى خود مخاط روده را سوراخ کرده، شروع به خونخوارى مى‌کنند و درنتیجه، باعث خونریزى مى‌شوند.

بیمارى حاصل از این کرم شامل سه مرحلهٔ جداگانه است:

- مرحله اول:
ورود لارو در پوست، باعث ناراحتى‌هاى جلدى مى‌شود که بصورت کهیر همراه با خارش، سوزش، وزیکول و یا پاپول خودنمائى مى‌کنند که این علایم را خارش خاک (Ground itch) مى‌گویند.

- مرحله دوم:
مرحله ریوى است که شبیه آسکاریس منتها خفیف‌تر است.

- مرحله سوم:
مرحله روده‌اى است که علایم آن در دهان ناگهانى و گذراى روده‌اى همراه اسهال، سرگیجه، تنگى نفس و رنگ‌پریدگى مى‌باشد. در این بیماری، افزایش ائوزینوفیل در خون محیطى مشاهده مى‌گردد.

هر کرم بالغ قادر است روزانه بین ۱/۰ تا ۳/۰ میلى‌لیتر خون بخورد و در آلودگى‌هاى شدید و طولانى موجب کم‌خونى آشکارا از نوع میکروسیستیک هیپوکرومیک و فقر آهن مى‌گردد. تشخیص این کرم با مشاهدهٔ تخم در مدفوع، به روش غوطه‌ور ساختن و با روش کاتو صورت مى‌گیرد.

- ا پیدمیولوژى انکلیستومیازیس در دنیا و ایران:
طبق گزارش سازمان جهانى بهداشت آلودگى به این کِرم، رو به افزایش بوده، در حال حاضر افزون بر ۹۰۰ میلیون نفر است. آلودگى به کرم‌هاى قلاب‌دار در کشور ما، طبق برآورد دکتر امینى در سال ۱۳۴۷ سه‌میلیون نفر تخمین زده شده و محل انتشار این کرم‌ها در کشور، دردو منطقهٔ جنوب (شامل استان خوزستان و سیستان و بلوچستان و هرمزگان) و منطقهٔ شمال (از آستارا تا گرگان در مسیر سواحل دریاى مازندران) مى‌باشد. گونهٔ بیشتر در شمال، نکاتور و در جنوب، انکیلوستوم است. در سال‌هاى اخیر طبق مطالعه‌هاى انجام‌شده توسط اداره مبارزه با بیمارى‌هاى واگیر در سال ۱۳۷۰ آلودگى در استان گیلان ۷۵/۲% آذربایجان غربى ۷/۰%، لرستان ۵/۰%، فارس ۲/۰% و مازندران ۱/۰% برآورد گردیده و در سایر نقاط کشور آلودگى وجود ندارد.

- عوامل مؤثر درانتشار و توسعه بیمارى:
- عوامل محیطى:
۱. فعالیت لاروها بستگى به ذرات تشکیل‌دهنده خاک دارد. هرچه ذرات درشت‌تر باشند، اکسیژن و آب کافى جهت نیاز لارو بیشتر مهیا مى‌شود و لاروها بهتر به زندگى خود ادامه مى‌دهند.

۲. میزان بارندگى و رطوبت ازجمله عوامل مؤثر در رشد لارو است.

۳. درجه حرارت مناسب براى رشد و نمو لاروها بین ۷ تا ۳۶ درجه سانتى‌گراد است. وجود سایه باعث مى‌شود که لاروها به‌مدت طولانى در خاک زنده بمانند.

- عادات و رسوم ساکنان:
استفاده از کود انسانى در بعضى روستاها، نداشتن مستراح و یا استفاده نکردن از آن، نپوشیدن کفش و استفاده نکردن از چکمه و دستکش هنگام کار در معدن و برنجارى و چایکاری، نحوهٔ مصرف مواد غذائى و طریق استفاده از آن در مجموع مى‌تواند در انتقالى بیمارى مؤثر باشد.

- سایر عوامل:
عوامل فیزیولوژیک مثل دوران باردارى و شیردادن مادر و دوران کودکى که به خون نیاز فراوان است، مى‌تواند در شدت بیماری، تأثیر داشته و علایم کم‌خونى را آشکار سازد. شدت آلودگى در افراد، موجب بروز خودنمائى‌هاى بالینى بیشتر مى‌گردد. براى تعیین شدت آلودگى در افراد، به دو روش عمل مى‌کنند:

۱. شمارش تعداد تخم در هر گرم مدفوع
۲. دادن دارو به افراد آلوده و بدست آوردن کرم و شمارش آن

- عملیات انجام‌شده در جهان و ایران جهت پیشگیرى و کنترل کرم:
روش مبارزه با این کرم مشابه آسکاریس است. اولین کوشش جهت مبارزه در دنیا در معادن اروپا با احداث مستراح و درمان بیماران شروع گردید که تاحدودى میزان آلودگى کاهش پیدا کرد. در دهه دوم سدهٔ بیستم، بنیاد راکفلر با بکارگیرى روش دفع، به‌روش بهداشتى و درمان دسته‌جمعى و آموزش بهداشت در آمریکا و سایر نقاط دنیا اقدام کرد که تنها در چند نقطه از کشورهاى آمریکاى شمالى مؤثر واقع گردید.

در ایران مبارزه با این کرم با ساختن مستراح‌هاى بهداشتى در روستاها آغاز شد که از انتشار مدفوع به سطح خاک جلوگیرى گردد. متأسفانه به‌دلیل استفاده نکردن از این مستراح‌ها این اقدام مؤثر واقع نشد، زیرا بیشتر افراد بنا به عادت قبلی، دفع مدفوع را در حاشیه مزارع و کنار دیوارها انجام مى‌دادند. در ضمن عملیات مبارزه علیه این کرم در دو گروه روستا با استفاده از درمان به‌ تنهائى و درمان همراه با تسهیل‌هاى بهداشتى نشان داد که میزان آلودگى در روستاهاى اول، از ۶۵% به ۲۵% و در روستاهاى دوم از ۸۰% به ۲۳% کاهش پیدا کرد. همان‌طورى که اشاره گردید، اداره مبارزه با بیمارى‌هاى واگیر تحت یک برنامه تنظیم‌شده، ضمن برآورد میزان آلودگی، اقدام به درمان بیماران نموده است.

- پیشگیرى و کنترل انکیلوستومیازیس:
پیشگیرى بیمارى مشابه آسکاریس، شامل سه مرحله بهسازى محیط، آموزش بهداشت و درمان دسته‌جمعى مى‌باشد.

 استرنژیلوئیدس استرکورالیس

این نماتود، کِرم بسیار کوچکى است که داراى زندگى آزاد در محیط خارج از بدن انسان و زندگى انگلى در انسان مى‌باشد. از نظر چرخش زندگى شبیه به کرم‌هاى قلاب‌دار است. راه ورود انگل به انسان از راه پوست و ورود لارو مرحلهٔ سوم است. این کرم داراى خاصیت فرصت‌طلبى است و در افرادى که دچار نقص یا کمبودى در سیستم ایمنى هستند یا از داروهاى متوقف‌کننده سیستم ایمنى استفاده مى‌کنند، قادر است از روده خارج‌شده به اعضاء مختلف مهاجرت نماید و ضایعه‌هاى وسیعى را ایجاد کند. انتشار این کرم‌ها بیشتر در محل‌هائى که آلودگى به کرم‌هاى قلاب‌دار وجود دارد شایع مى‌باشد. حداکثر آلودگى به این کرم ۷/۲% و حداقل ۸۰/۰% است.



ارسال در تاريخ چهارشنبه بیستم مهر 1390 توسط فاطمه
تعريف : مالاريا يک بيماري انگلي بوده که نشانه هاي مقدماتي چهار نوع انساني آن ممکن است بسيار نزديک به هم  باشد . حتي دوره هاي تب  در روزهاي اول بيماري از ديگر بيماريهاي انگلي ، ويروسي و باکتريايي قابل تشخيص نيست .

مالارياي نوع فالسي پاروم شديدترين نوع بيماري را ايجاد مي کند . اشکال مختلف بيماري ممکن است به صورت : تب ، عرق ، سرفه ، اسهال ، ناراحتي تنفسي و سردرد تظاهر کند و يا احتمالاً پيشرفت کرده و يرقان ، اختلال انعقاد خون ، شوک ، نارسائي کبد و کليه ، التهاب حاد مغزي ، ادم ريوي و مغزي ، اغماء و مرگ را باعث گردد .

ميزان کشندگي در کودکان درمان نشده و بزرگسالاني که ايمن نيستند با نوسان قابل ملاحظه اي به ۱۰ تا ۴۰ درصد و يا بيشتر مي رسد .

ساير اشکال مالارياي انساني مثل ويواکس و مالاريه معمولاً‌ خطر مرگ ندارند .

تشخيص آزمايشگاهي مالاريا با ديدن انگل در گسترشهاي  خون محیطی صورت مي گيرد .

روشهاي آزمايشگاهي پيشرفته تر و تخصصي تر هم براي تشخيص وجود دارد که معمولاً امکان انجام آن در تمام آزمايشگاههاي تشخيصي وجود ندارد .

 * عامل عفونت : تک ياخته هاي انگلي تحت عنوان پلاسموديوم مي باشند که بسته به نوع عامل انگلي انواع مالاريا را ايجاد مي کنند .

آلودگي مخلوط انسان با بيش از يک نوع از انگل مالاريا در مناطق اندميک بيماري نادر نيست .

* وقوع : مالاريا هنوز در بسياري از کشورهاي گرمسير و تحت گرمسير از مشکلات مهم بهداشتي است .

از مشکلات مهم کنترل مالاريا مقاومت داروئي در اين بيماري مي باشد .

اطلاعات موجود در مورد کانونهاي مالارياي مقاوم به دارو در هر سال به وسيله سازمان بهداشت جهاني منتشر مي شود .

مخزن :  انسان تنها مخزن مهم انگلهاي مالارياي انساني است .

روش انتقال : انتقال انگل به انسان به وسيله نيش پشه آنوفل ماده آلوده صورت مي گيرد . اغلب گونه هاي اين پشه در تاريک و روشن غروب و ساعات اول شب تغذيه مي کنند ، اوج فعاليت بعضي از ناقلين مهم در حوالي نيمه شب و يا ساعات اوليه صبح است .

 سيرتکامل اين انگل در بدن پشه بين ۳۵-۸ روز بسته به نوع انگل و درجه حرارت متغير مي باشد . پس از طي مراحل تکامل در بدن پشه به اندامهاي مختلف  رفته و آنهايي که به غده هاي بزاقي حشره مي روند بالغ شده و به مرحله آلوده کنندگي مي رسند و پشه هنگام خونخواري مجدداً انگل را وارد بدن انسان مي کند .

انگل در ميزبان حساس وارد سلولهاي کبدي شده و مرحله خارج گلبول قرمز را طي مي کنند . در مرحله بعدي سلولهاي کبدي پاره شده و هزاران انگل غيرجنسي آزاد شده و از طريق سينوسهاي خوني کبد خود را به جريان خون مي رسانند و به گلبول هاي قرمز حمله کرده و تکثير دوره اي خود را شروع مي کنند . سپس گلبولهاي قرمز را پاره کرده و هرکدام بين ۸ تا ۳۰ انگل جديد در خون آزاد مي کنند که هر کدام به يک گلبول جديد حمله مي کند .

فاصله بين گزش پشه آلوده و ظهور انگل در خون « دوره مخفي » ناميده مي شود .

دوره واگيري : در تمام مدتي که انگل ( گامتوسيت آلوده کننده )‌ در خون وجود دارد ميتواند پشه را آلوده کند و اين زمان بسته به گونه و سوش انگلي و همچنين نتيجه درمان دارويي متفاوت است .

بيماران درمان نشده و يا آنهايي که به طور کامل درمان نشده اند مي توانند تا مدتهاي متفاوتي حامل انگل بوده و پشه را آلوده کند و اين زمان بسته به گونه و سوش انگلي و همچنين نتيجه درمان دارويي متفاوت است .

بيماران درمان نشده و يا آنهايي که به طور کامل درمان نشده اند مي توانند تا مدتهاي متفاوتي حامل انگل بوده و پشه را آلوده کنند و براي انواع انگل مالاريا بين ۳-۱ سال اين قابليت وجود خواهد داشت ولي پشه براي تمام عمر خود مي تواند آلوده کننده باقي بماند .

حساسيت و مقاومت : حساسيت به اين بيماري ، به غير از استثناهاي ژنتيکي ، همه جايي است . بزرگسالان که در مناطق بسيار بومي زندگي کرده و همه ساله در معرض گزش نيش پشه آنوفل آلوده قرار دارند تحمل يا مقاومت در مقابل ابتلاء به شکل باليني بيماري پيدا مي کنند .

افرادي که گلبولهاي قرمز داسي شکل دارند به هنگام آلودگي با يک نوع از انگل ( فالسي پاروم ) نسبتاً انگل کمتري در خون خواهند داشت و به اين دليل به طور نسبي در مقابل ابتلا به شکل شديد بيماري محافظت شده هستند .

کنترل

پيشگيري :

۱-  بهسازي محيط که منجر به از بين رفتن هميشگي يا کاهش محل زندگي و تکثير پشه هاي آنوفل در نزديک محلهاي مسکوني مردم مي شود . مثل خشکاندن آبهاي غيرمفيد و افزايش سرعت جريان آبهاي جاري و استفاده از روشهاي خاص شيميايي و بيولوژيک

۲- دسترسي به خدمات بهداشتي سريع و ارزان براي تشخيص و درمان سريع بيماري

۳- نظارت دقيق بر نقل و انتقالات اشخاص از مناطق آلوده و به اين مناطق ( کنترل مهاجرتها )

۴- اطلاع رساني گسترده به مردم ، خصوصاً به گروههاي در معرض خطر .

۵- بررسي سابقه اهداء کنندگان خون در مورد ابتلا به مالاريا يا مسافرت و يا سکونت در مناطق پرخطر .

اقدامات محافظتي شخصي :

کسانيکه به مناطق مالاريا خيز مسافرت مي کنند بايد بدانند که : محافظت از گزش پشه همواره از اهميت بسيار زيادي برخوردار است ، هيچيک از داروهاي پيش گيري کننده از مالاريا تضميني براي جلوگيري از ابتلا به بيماري نمي دهد .

پيشگيري دارويي نبايد براي تمام مسافران منطقه مالاريا خيز به عنوان يک دستورالعمل کلي توصيه شود .

خانمهاي حامله و کودکان در صورت آلودگي بيشتر دچار فرمهاي بدخيم بيماري مي شود .

* اقداماتي که براي کاهش خطر گزش بيشتر انجام مي شود عبارتند از :

از غروب تا طلوع آفتاب از منزل خارج نشويد . هنگام شب پيراهن آستين بلند و شلوار بلند بپوشيد . از پوشيدن لباسهاي تيره خودداري کنيد .

به قسمتهاي بدون پوشش بدن داروي دفع حشرات بماليد .

در ساختمانهايي که خوب ساخته شده اند و در مناطق غيرآلوده شهر سکونت کنيد .

درها و پنجره ها را به توري مجهز کنيد .

در  صورتيکه پشه وارد ساختمان مي شود از تختخوابهاي پشه بنددار استفاده کنيد .



ارسال در تاريخ چهارشنبه بیستم مهر 1390 توسط فاطمه
 

مقدمه

مالاريا يك بيماري تب‌دار عفوني است كه بوسيله پشه آنوفل ماده آلوده به انگل مالاريا از انسان بيمار به انسان سالم منتقل مي‌شود. مالاريا مهمترين بيماري انگلي است زيرا سالانه پانصد ميليون مبتلا و دوميليون مرگ و مير دارد.

الف) انتشار جغرافيايي

در گذشته مالاريا يك بيماري جهاني بوده است ولي امروزه در اروپا بشدت كاهش يافته و بيشتر در قاره آفريقا و جنوب شرقي آسيا شايع است. اين بيماري در بيشتر مناطق ايران نيز شيوع داشته و اكنون انتقال آن در بيشتر مناطق مالاريا خيز قبلي قطع شده است. در حال حاضر اين بيماري بيشتر در جنوب شرقي ايران در استان‌هاي سيستان و بلوچستان، هرمزگان و قسمت گرمسيري كرمان انتقال مي‌يابد. در شهرستانهاي جنوبي استان فارس مانند لار، لامرد، داراب، و قسمت گرمسيري فيروزآباد، كازرون و ممسني بدليل گرمسير بودن و شرايط مساعد آب و هوا احتمال انتقال دائم مالاريا وجود دارد وبه جز شهرستانهاي شمالي (آباده،‌ اقليد، بوانات) در بقيه شهرستانها نيز احتمال انتقال تك گير وجود دارد. در حال حاضر بدليل تعداد زياد جمعيت افاغنه در استان 95% مالاريا را مهاجرين افغاني تشكيل مي‌دهد.

ب) عامل بيماري

يك انگل تك سلولي به نام پلاسموديوم است كه در داخل گلبول‌هاي قرمز خون زندگي مي‌كنند و تكثير مي‌يابد. چهار نوع پلاسموديوم (ويواكس، فالسيپارم، مالاريه، واوال) در انسان بيماري‌زا هستند كه ابتلا به فالسيپارم با خطر مرگ ومير بالا همراه است.
 
 
بكارگ همزمان جند روش به كنترل بهتر مالاريا كمک مي‌كند.
ج) نحوه انتقال
مالاريا به چهار روش انتقال مي‌يابد:
1ـ گزش توسط پشه‌هاي آنوفل ماده آلوده
شايع‌ترين و معمول‌ترين روش انتقال مالاريا است اين پشه براي باروري تخم‌هاي خود ناگزير به خونخواري شبانه است و ممكن است از يك فرد آلوده به مالاريا خونخواري بكند. بدين ترتيب پلاسموديوم‌ها در معده آنوفل ماده تغيير شكل و تكثير يافته و بعد از يك يا دو هفته وارد غدد بزاقي پشه مي‌شوند. سپس پشه با خونخواري مجدد از افراد سالم آنها را به ديگران منتقل مي‌كند.
آنوفل ماده فقط در آبهاي راكد، يا با حركت بسيار كند تخم‌ريزي مي‌كند هرچند حجم آب خيلي كم باشد.
2ـ انتقال خون
در برخي افراد عامل مالاريا تا 30 سال بدون علامت باقي مي‌ماند و انتقال خون از اين افراد ظاهراً سالم به افراد سالم باعث انتقال بيماري مالاريا مي‌شود.
3ـ وسايل و تجهيزات پزشكي
انتقال مالاريا از طريق وسايل و تجهيزات پزشكي، سرنگ‌هاي آلوده مشترك بويژه در معتادين به موادمخدر تزريقي امكان پذير است.
4ـ انتقال مادرزادي
در مادران باردار ممكن است پلاسموديوم‌ها از طريق بند ناف به جنين انتقال يابند. در نوزادان اين مادران معمولاً‌ علائم بيماري از سه ماهگي به بعد بروز مي‌كند.
د) نشانه‌هاي باليني
از جمله مهمترين نشانه‌هاي مالاريا،‌ تب، لرز و تعريق دوره‌اي و معمولاً 4 تا 6 ساعته است. دوره تب بر اساس نوع پلاسموديوم ممكن است 48 ساعته (مالارياي سه يك) يا هفتاد و دو ساعته (مالارياي چهار يك) باشد. سردرد، تهوع و تعريق هم معمولاً‌بروز مي‌كند. در زنان باردار و خردسالان نشانه‌ها شديدتر است.
در مالارياي فالسيپارم (مالارياي سه يك بدخيم) كم‌خوني شديد، سياهي رنگ ادرار و علائم عصبي ـ مغزي نيز وجود دارد كه در نهايت ممكن است به مرگ بيمار منجر شود در افراد بومي مناطق مالارياخيز معمولاً طحال بزرگ مي‌شود.
ت بروزلرز، تب و تعرق به نزديکترين مرکز بهداشتي و درماني مراجعه کنيد
ه) تشخيص
افرادي كه در مناطق مالاريا خيز زندگي مي‌كنند يا سابقه مسافرت و خوابيدن در اين مناطق را دارند در صورتيكه تب داشته باشند بايد به پزشك مراجعه كنند. همچنين مهاجرين افغاني كه از مناطق مالاريا خيز به استان مراجعه مي‌كنند بايد مورد آزمايش قرار گيرند. تشخيص قطعي بيماري مالاريا مبتني بر ديدن انگل در آزمايش ميكروسكوپي گسترش خوني ضخيم و نازك رنگ شده بيمار است.
و) درمان
· درمان بيشتر بيماران به سادگي ا مكان‌پذير است.
· درمان بايد زير نظر پزشك و يا بهورزان محلي باشد
· دوره درمان بايد كامل باشد و بيماران بدحال و در حال اغماء (مالارياي مغزي) بايد به منظور درمان ويژه ، در بيمارستان بستري شوند.
درمان به موقع، کامل و پيگيری آن علاوه بر تضمين سلامتي، از برگشت بيماری مالاريا جلوگيری مي کند
ز) كنترل
با توجه به اينكه ريشه‌كني مالاريا، يعني از بين بردن كامل انگل‌هاي مالاريا و قطع انتقال بيماري در اكثر مناطق مالارياخيز دنيا عملي نيست، بايد بمنظور كاهش تعداد موارد بيماري و مرگ و مير ناشي از آن، مالاريا را كنترل كرد. بدين منظور عمليات زير انجام مي‌گيرد:
بيماري با آزمايش خون افراد تب‌دار و مشكوك و درمان افرادي كه در آزمايش خون آنان انگل ماريا ديده شده است.
علاوه بر تشخيص سريع موارد مثبت مالاريا بايد در اسرع وقت درمان شروع شود و دوره درمان نيز بايد كامل گردد و بيماران جهت نتيجه درمان پيگيري شوند.
1. محافظت افراد سالم در برابر نيش پشه‌هاي آنوفل:
· خوابدن در پشه‌بندهاي داراي روزنه‌هاي ريز و آغشته به حشره‌كش‌ها.
· نصب توري به در و پنجره
· نصب تله‌هاي نوري، الكتريكي يا شيميايي.
· استفاده از مواد دور كننده حشرات بويژه در مادران باردار و اطفال
· جلوگيري از انتقال بيماري شامل:
2. آموزش بهداشت و جلب همكاري ساكنان مناطق مالاريا خيز در پذيرش و اجراي عمليات مبارزه با مالاريا
3. بهسازي محيط از طريق خشكاندن باتلاق‌ها و آبگيرها و جاري كردن آب آنها كه محل اصلي تخم‌ريزي پشه هاست.
4. پاشيدن نفت، گازوئيل و دوغن به سطح آب يا سمپاشي مردابها و جاهايي كه آب راكد وجود دارد و محل زندگي لارو پشه‌هاست.
5. مبارزه بيولوژيك با استفاده از ماهي‌هايي كه لار و پشه‌ها را مي‌خورند. (مانند ماهي گامبوزيا) و يا ميكروب‌هاي ضد اين لاروها
6. سمپاشي مكان‌هاي استراحت پشه بالغ، مانند مكانهاي مسكوني انسان و حيوانات.


ارسال در تاريخ چهارشنبه بیستم مهر 1390 توسط فاطمه
شیستوزوما (Schistosoma)

    کرم‌هاى شیستوزوما از دستهٔ ترماتودهائى بوده که داراى پیشینه تاریخى مى‌باشند. این کرم‌ها عامل بیمارى شیستوزومیازیس یا بیلارزیوز در انسان است که ازجمله بیمارى‌هاى مهم دنیا مى‌باشد. چهارگونه شیستوزوما در انسان بیمارى ایجاد مى‌کند که عبارتند از: هماتوبیوم (Hematobium)، مانسونى (Mansoni)، ژاپونیکوم (Japonicum) و انترکالاتوم (Entercalatum). گونهٔ اول، عامل شیستوزومیاز مثانه و سه گونهٔ دیگر عامل شیستوزومیاز گوارشى است. آلودگى در کشور ما منحصر به شیستوزوما هماتوبیوم است.    






ارسال در تاريخ سه شنبه نوزدهم مهر 1390 توسط فاطمه

تک یاخته ها(پروتوزوا ها)شامل مجموعه وسیعی از موجودات تک سلولی هستند که تمام اعمال حیاتی انها

توسط یک واحد ساختمانی مجزا انجام میگیرد.

پروتوزئولوژی:علیم است که تک یاخته ها را مورد بررسی قرار می دهد تا کنون بیش از 15000 گونه تک یاخته شناسایی شده است که این عده شامل کلیه پروتوزوئرهای انگل و ازاد است.در تک یاخته شناسی پزشکی تعداد 31-33 ارگانیسم حائز اهمیت است که شکل پاتوژن یا بیماری زای ان ها اهمیت زیادی داشته و اشکال غیر پاتوژن دارای اهمیت کمتری هستند.

ساختمان تک یاخته ها شامل هسته- سیتوپلاسم-غشا-شبکه اندوپلاسمی-دستگاه گلژی-میتوکندری می باشدتنفس به صورت هوازی و بی هوازی انجام میگیرد.توانایی حرکت دارند البته حرکت انها به کمک استطاله های سیتوپلاسمی که از اکتوپلاسم منشا می گیرد رخ می دهد و ساده ترین ان هاپای کاذب است.(pseudopodium).

تاژک  و مژه دارند تکثیر انها به روش های جنسی و غیر جنسی میتواند انجام شود.

 

مالاریا

عامل ایجاد کننده ی مالاریا تک یاخته ای به نام پلاسمودیوم است که از خانواده ی پلاسمودید می باشد که تا کنون بیش از 100 نوع از این خانوداه شناسایی شده.که فقط 4 گونه از ان برای انسان بیماری زا است.

1.plasmodium.falciparum:تب 3 به 1 بدخیم(RBCها تمایل دارند به هم بچسبند که موجب لخته شدن و احتمال انفارکتوس را بالا می برد)

2.p.vivax: تب 3 به 1 خوش خیم

3.:p.ovale تب 3 به 1 خوش خیم

4.p.malariae:تب 4 به 1 خوش خیم

 

مالاریا وخیم ترین بیماری پروتوزوئری  در جهان است که سالیانه بیش از یک صد میلیون نفرا به این بیماری مبتلا می شوند که کودکان مبتلا شده دچار مرگ می گردند.مالاریا از دو کلمه "mal  به معنای بد" و"aria  به معنای هوا" تشکلی شده.این بیماری بیشتر در نواحی بد اب و هوا و باتلاقی دیده میشود.نام های دیگر ان تب نوبه – تب و لرز –تب جنگلی – تب 3به 1 – تب 4 به 1 می باشد.انگل های مالاریای انسانی دارای دو میزبان اختصاصی مهرهدار و بی مهره اند.زندگی جنسی انگل در بدن پشه انوفل ماده و زندگی غیر جنسی در دن انسان طی می شود.پس انوفل ماده میزبان نهایی ان محسوب میشود.

 

      -     علائــــم: تب – لرز- تعرق – کم خونی – بزرگی طحال

-         تشخیص :علائم بالینی – روش های پارازتولوژیک

-         درمــــان: کلروکلین – امودیاکین(در خانم های بار دار)- پیماکین و...

-         کنتـــرل :مبارزه و کنترل فیزیکی – مبارزه شیمیایی - مبارزه ی بیولوژیک

 

         

                             

 

                                                              "چرخه ی زندگی"

 

                                               " نقشه جهانی گسترش مالاریا"

 



ارسال در تاريخ سه شنبه نوزدهم مهر 1390 توسط فاطمه

این انگل بیشتر عفونت روده ای ایجاد می کند ولی عفونت علامتدار فقط در 10% موارد رخ می دهد و باقی موارد بدون علامت می باشد. بعضی افراد بیشتر دچار آلودگی می شوند از جمله کسانیکه در مناطق با بهداشت پائین زندگی می کنند و یا کسانیکه به این مناطق سفر می کنند. همچنین افرادی که  در محلهائی بطور گروهی زندگی می کنند مثلاً پادگانها، خانه سالمندان ، محل نگهداری افراد عقب مانده ذهنی نیز بیشتر به این بیماری مبتلا می شوند.

ابتلا به این عفونت در اثر ورود کیست این انگل تک سلولی از طریق آب یا غذای آلوده بدرون دستگاه گوارش فرد صورت می گیرد. کیست این انگل بسیار مقاوم بوده و می تواند هفته ها در خاک مرطوب زنده بماند. پس از ورود کیست به دستگاه گوارش، تبدیل به شکل فعال خود شده و باعث ایجاد بیماری می شود.

 علائم و نشانه ها

همانطور که پیش از این گفتیم فقط 10% موارد عفونت، علامتدار شده و فرد علائم بیماری را نشان خواهد داد. این علائم معمولاً 6-2 هفته پس از خوردن کیست آغاز شده و بصورت اسهال ( که دفعات آن در طول روز ممکن است به 12-6 بار برسد.)درد شکم، دل پیچه خود را نشان می دهد. اما شدیدترین فرم بیماری گوارشی آن اسهال خونی آمیبی است که با خون در مدفوع، تب، درد شکم خود را نشان می دهد. همچنین آمیب می تواند با سوراخ کردن جدار روده خود را به جریان خون رسانده و از این طریق به اعضاء دیگر رفته و باعث ایجاد آبسه آمیبی در این اعضاء شود. کبد شایعترین مکان برای ایجاد آبسه آمیبی است ولی بندرت این آبسه ها در ریه و یا مغز نیز ایجاد می شوند.

 تشخیص

 برای تشخیص این نوع انگل اولین قدم انجام آزمایش مدفوع است ولی بعلت اینکه این انگل ممکن است در بعضی از نمونه های مدفوع یافت نشود، معمولاً درخواست چند نمونه مدفوع  ( که هر کدام در یک روز گرفته شده اند  ) می شود تا شانس تشخیص بیماری بالاتر رود.

یک مشکل تشخیص این است که بعضی از سلولها و با انگلهای دیگر در زیر میکروسکوپ بسیار شبیه به این آمیب می باشند و بنابراین گاهی فرد مبتلا به آمیب هیستولیتیکا قلمداد می شود در حالیکه واقعاً مبتلا به این انگل نیست. برای مثال نوعی دیگر از انگلهای خانواده آمیب بنام آمیب دیسپار(Dispar) وجود دارد که 10 برابر  نسبت به آمیب هیستولیتیکا شایعتر است و در زیر میکروسکوپ کاملاً شبیه به هیستولیتیکا است ولی باعث بیماری در فرد نمی شود. بنابراین احتیاجی هم به درمان ندارد ولی با توجه به اینکه امکان تشخیص دقیق این دو آمیبب فقط در آزمایشگاههای پیشرفته میسر بوده و در اکثر جاها نمی توان ایندو را از هم جدا کرد بنابراین بیشتر پزشکان ترجیح می دهند که تمام موارد را آمیب هیستولیتیکا فرض کرده و همه را درمان کنند تا مواجه با عوارض بیماری نشوند.

 علاوه بر آزمایش مدفوع، آزمایشات خونی نیز برای این بیماری در دسترس است ولی برای عفونتهای خارج روده ای(مثل درگیری کبد) و مواردی که عفونت از دیواره روده تجاوز می کند، استفاده می شود. افزون بر این مشکل تستهای خونی این است که اگر شما در گذشته با آمیب مبتلا شده باشید تا مدت طولانی این تست مثبت می ماند  و  در آینده اگر برای شما این تست انجام شود، جواب آن مثبت است، در حالیکه شما مبتلا به عفونت جدید نمی باشید و در اثر همان عفونت قدیمی تست شما مثبت شده است.

 درمان

 برای درمان، از آنتی بیوتیکهای آمیب کش استفاده می شود و فقط با تجویز پزشک این داروها استفاده می گردد ولی اگر فرد بیماری علامتدار (مثل اسهال خونی،  آبسه کبدی …) داشته باشد باید حتماً از دو آنتی بیوتیک برای درمان استفاده کرد.

 پیشگیری

         مهمترین روش انتقال این انگل آب و غذای آلوده است بنابراین خصوصاً اگر به مناطق آلوده سفر می کنید حتماً فقط یا از آب جوشیده و یا آب معدنی های بسته بندی شده استفاده کنید و هرگز از آب چشمه و یا آبی که با قطعات یخ خشک شده ( زیرا خود یخ می تواند آلوده باشد) استفاده نکنید.

 یک روش دیگر استفاده از دستگاههای فیلتر آب بوده که کوچکتر از یک میکرون باشد، است که می تواند آلودگی ها را تصفیه کند. همچنین استفاده از« قرص ید » که در آب حل می شود می تواند آنرا ضد عفونی کند. بیاد داشته باشید که آمیب بطور نسبی به کلر مقاوم است و کلر زنی آب، کاملاً باعث از بین رفتن آمیب نمی شود.

 همچنین سبزی ها و میوه ها را باید کاملاً با احتیاط مصرف کرد. یک روش عالی برای تمیز کردن سبزی ها استفاده از 5-3 قطره مایع ظرفشوئی در هر لیتر آب و خواباندن سبزی ها برای مدت
5 دقیقه در آن است پس از این زمان کیستها و تخم انگل از سبزی جدا شده و سپس سبزی را با آب تمیز چند بار شستشو می دهند تا باقیمانده تخم انگل نیز شسته شود.

 




ارسال در تاريخ سه شنبه نوزدهم مهر 1390 توسط فاطمه

اسلایدر